در ايران، اجباري شدن نام خانوادگي براي افراد در دوره سلطنت رضا شاه و در تاريخ 20 امرداد سال 1307 هجري خورشيدي اتفاق افتاد. اين موضوع به علت نامشخص بودن مسائل قضايي، مشخص نبودن مشمولين نظام وظيفه، فقدان آمار زندگي اقتصادي و اجتماعي، سياسي و قضايي بود.

هر چند درسال 1297 هجري خورشيدي دولت وقت پس از مطالعات زياد، تصميم گرفت تا موضوع ثبت تحولات شخصيه افراد را به صورت يك سنت اجتماعي تبديل نموده و در كشور اجرا نمايد اما اين تصميم دولت نيز به دليل اينكه افكار عمومي مساعد براي قبول آن نبود به موانعي برخورد. نزديك به 7 سال بعد در ضمن بعضي از اصلاحات دولت در يك اقدام اساسي به منظور پيشرفت و تعميم اين امر اجتماعي در كشور پايه اجراي ثبت احوال شخصيه افراد كشور را از تصويب هيئت وزيران بالاتر برده و به قانون تبديل نمود. براي همين منظور در چهاردهم خرداد سال 1304 هجري خورشيدي موادي تنظيم و به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد. اين قانون داراي 41 ماده بود كه به موجب اين تصويب نامه تمام اتباع ايران بايد داراي سجل احوال رسمي مي بودند و سجل احوال يك نفر شامل نام خانواده ،اسم يا اسامي شخصي، لقب، محل تولد، تاريخ، اسم پدر و اسم مادر بود و مواد بعدي تصويب نامه شامل القاب رسمي، شعبات ثبت احوال ، تاسيس ثبت احوال در شهرها و قصبات تولد، فوت، ازدواج، ثبت اسناد، مجازات مامور خطاكار، طلاق و... بود.

سپس قانون سجل احوال درسال 1307 قانون قبلي را منسوخ نمود. در قانون سال 1307 كه در 16 ماده به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد ماده اول آن در، رابطه با ورقه هويت، ماده دوم صدور كليه اسناد رسمي، و ماده سوم در رابطه با نام خانوادگي بود. به موجب ماده سوم، هرشخصي بايد براي خود اسم مخصوص انتخاب كند. زوجه و كليه اولاد و احفاء ذكور آن شخص و همچنين كليه اولاد و احفاء اناث او مادام كه شوهر اختيار نكرده اند به آن اسم مخصوص كه نام خانوادگي است موسوم خواهند بود. بنابراين هركس داراي اسمي خواهد بود مركب از نام خانوادگي و نام شخصي، و اولاد يك خانواده كه تحت كفالت نيستند، مي توانند اگر بخواهند اسم خانوادگي علي حده براي خود انتخاب نمايند.

اين موضوع يعني اختصاص نام خانوادگي براي افراد در پيشبر هم با كمي تاخير نسبت به ساير شهرهاي كشور آغاز گرديده و در آن زمان مرسوم بوده كه مامورين دولت به مناطق روستايي آمده و براي آن ها در محل شناسنامه صادر مي نمودند. در اين زمان يعني بين سال هاي 1307 تا 1310 هجري خورشدي به تعداد نزديك به 37 نام خانوادگي در پيشبر ثبت گرديده كه برخي از آن ها بر گرفته از نام آن فرد، يا نام بزرگان آن افراد، يا بنا به سليقه مامور يا به نوع فعاليت فرد و يا هم گزينش شخصي فرد مي باشد. نكته قابل توجه در اين خصوص اين است كه در پيشبر هيچ نام خانوادگي با عنوان پيشبري ثبت نگرديده است با اين تفاوت كه در اكثر نقاط مشابه اكثريت نام خانوادگي افراد را نام روستاي آنان تعيين مي كرده است.

فاميل ها يا نام خانوادگي هاي رايج در پيشبر به ترتيب الفبا به اين شرح مي باشند:

آذري ، آقايي ، آهني ، احمدي ، اسلامي ، اسماعيلي ، اكبري ، ايوبي ، براتي، پري ، جاني ، حسيني ، حقدادي ، حقي ، خالدي ، دادي ، ، رحماني سلماني ، شهرياري ، صمدي ، عامري ، عبداللهي ، عزيزي ، عسكري ، علي نژاد ، قادري ، قنبري ، كريمي ، مجرمي ، محمدي ، مرتضوي ، مرداني ، مزدوري ، مهدي پور، ميرزايي ، ميري ، نقوي 

برخي از اين واژه ها اختصاص به يك خانواده (فاميل) خاص دارد كه در زمان گزينش نام خانوادگي همگي تحت تكفل يك نفر بودند ( آذري، آقايي، آهني، اسلامي، اسماعيلي، اكبري، ايوبي، براتي، پري، جاني، حسيني، حقدادي، حقي، خالدي، رحمانی، سلماني، شهرياري، صمدي، عزيزي، عسكري، علي نژاد، قادري، قنبري، كريمي، مجرمي، ممدی، مرتضوي، مرداني، مزدوري، مهدی پور، ميرزايي، نقوي) و تعداد اندكي ديگر تكراري هستند يا به چندين گروه خانواده كه شايد ارتباط نزديك فاميلي نيز نداشته باشند، اختصاص دارد ( احمدي، دادي، عامري، عبداللهي، ميري).

فاميل ها يا نام خانوادگي هاي رايج در پيشبر به چند نوع تقسم مي شوند:

ا- برخي از آن ها برگرفته از نام فرد مي باشند. 36 مورد.  نظير: آقايي ، احمدي ، اسماعيلي ، اكبري ، ايوبي ، براتي، جاني ، حسيني ، حقدادي ، حقي ، دادي ، رحمانی، شهرياري ، صمدي ، عبداللهي ، عزيزي ، عسكري ، علي نژاد ، قادري ، قنبري ، كريمي ، محمدی، مرتضوي ، مرداني ، مهدی پور، ميرزايي 

2- برخي ديگر برگرفته از شرايط شغلي فرد بودند. 2 مورد.  نظير: سلماني ، مزدوري

3- برخي ديگر به نوعي مشخصه اي براي شناسايي افراد هستند. 3 مورد.  نظير: اسلامي ، ميري ، نقوي

4- برخي از آن ها بنا به سليقه شخصي گزينش شده است. 6 مورد. نظير: آذري، آهني، پري، خالدي، عامري، مجرمي

نكته قابل توجه اين است كه از نام خانوادگي هاي گزينش شده توسط افراد 3 مورد واژه هاي فارسي و 3 مورد واژه هاي كاملا عربي مي باشند.