نگرشی خاطره انگیز به تنوع سکونت در پیشبر: قسمت اول: قشلاق در پیشبر

تنوع سکونت در پیشبر- قسمت اول- (مقاله وارده)

آنچه در این گزارش به صورت مختصر بیان می گردد، گوشه ای از تنوع زندگی در گذشته­ی نه چندان دور در پیشبر است. شایان ذکر است این گزارش اجمالی صرفاً به جهت یادآوری خاطرات نه چندان دور برای نسلی است که از آن دوران فاصله گرفته است. آنچه مسلم است این که زندگی امروزی هم در روستاها و هم در مراکز پرجمعیت شهری، یکنواخت شده و صد البته این یکنواختی کسالت های روحی و جسمی را به همراه داشته است. این در حالی است که ساختار زیستی گذشتگان، سرشار از گوناگونی، تنوع و تکثر بود و مملو از بازی، تحرک و صد البته نشاط.

آنچه در زیر می آید بیشتر مربوط به دهه های 50 و 60 خورشیدی است که می تواند با کمی جابجایی، گذشته ای بیشتر شامل دهه های 30 و 40 را در بر گیرد و برای خوانندگان یادآور خاطرات تلخ و شیرین باشد.

در گذشته نه چندان دور همه چیز طبیعی بود، سرگرمی ها دست ساز و برگرفته از امکانات محل سکونت و درآمیخته با خلاقیت. با پیشرفت فناوری و تن دادن به زندگی ماشینی، تحرک از بین رفت و نسل امروز با تفریحات و خاطراتی از جمله کوچه، محله، راه مدرسه، هم محله ای، خاک، چوب، گِل، درخت و خیلی چیزهای دیگر مأنوس نیست .

زندگی در سال های قبل از زلزله سال 1376در پیشبر از تنوع خاصی برخوردار بود و سکونت در طول سال برای بیشتر خانواده ها به چهار دوره کاملاً متمایز تقسیم می شد که با توجه به فصل کاری، گونه ای از زندگی ییلاق - قشلاقی و با محوریت دامداری کشاورزی را ایجاد کرده بود. به طور یقین این نوع تنوع زیستی، محیط های خاطره انگیزی را برای پیشبری ها و به ویژه بچه ها ایجاد می کرد. این چهار نوع سکونت عبارتند از:

1- سکونت در زیرکوه (قشلاق)  2- سکونت در ده  3- سکونت در خانه باغ   4- سکونت در بیشه (ییلاق)

زیستگاه مبتنی بر دامداری: باتوجه به فصل رویش علف ها که در پیشبر به موسم علف جوش مشهور است (اوایل بهار) و فصل زایش دام­ها و نیاز آنان به چَرا، انتخاب محل زندگی مردم پیشبر بر محوریت الزامات دامداری به دو دوره ی کوچ دامها به بیشه زار در بهار و تابستان و کوچ دامها به زیرکوه در پائیز و زمستان تقسیم می شد که نوعی ییلاق – قشلاق دامداران پیشبری در جهت سهولت تغذیه و نگهداری دامهایشان بود.باتوجه به پایان فصل برداشت آلو و آغاز زمستان و ایام استراحت انتخاب محل زندگی به دو دوره ی اقامت در ده و اقامت در باغ تقسیم می شد.

زیستگاه مبتنی بر کشاورزی: سکونت در ده: محل اصلی و مرکزی سکونت، خانه های خشتی، گِلی ده بود که در پیشبر، سَرا نام دارد. این اقامت از اواخر مهر ماه هر سال با پایان فصل برداشت محصولات مخصوصا آلو، شروع می شد و تا شروع فصل زایش دام­ها ( اول بهمن ماه ) ادامه داشت.

سکونت در زیرکوه: سکونت در زیرکوه واقع در مناطق شمالی پیشبر که مناطق نسبتاً گرمسیری می باشد، قشلاق پیشبر محسوب می گردد. برای این دوره که ایجاب می کرد رمه گوسفند و بز آبستن به مناطق گرمسیرتری انتقال پیدا می کرد و به مدت حدود سه ماه تا پایان فروردین ماه سال بعد، خانواده ها در این مکان (به دلیل دوری مسیر تا ده) اقامت داشتند . پیشبری ها مناطق گرمسیری را در محدوده روستای بَشیران تا اُسفُرُق انتخاب نموده بودند که در محل های مختلفی استقرار می یافتند و همگی آنها زیرکوه نام داشتند. مردم بسته به اینکه در چه رمه ای مشترک باشند، به منطقه ای خاص مالکان آن رمه کوچ می کردند و بعضی از خانواده ها به دلیل داشتن دانش آموز که ناچار باید در ده می ماند یا سختی سرمای زمستان، به صورت مجردی کوچ می کردند و سالخوردگان، زنان و بچه ها در ده می ماندند. سکونت در دو ناحیه در زیرکوه و یک منطقه به نام درّه گَزو ودر سال هایی در جیم آباد، شُورو و هُوسُو انجام می گرفت. در زیرکوه و شورو ( شورآب) و درّه گزو، سکونت در اقامتگاهایی که در دل کوه حفر می شد (لو) بود و افرادی که مجردی اقامت داشتند، در گروه های چند نفری با هم در یک لو زندگی می کردند. از جمله واژه ها مربوط به این سکونتگاه و مرتبط با دامداری در این مکانها به نمونه های زیر می توان اشاره کرد که هرکدام بیانگر صدها خاطره تلخ و شیرین برای پیشبری ها است:

 لُو (loo): آلونکی که در دل کوه حفر می شد و معمولاً چند تا پله هم می خورد که هم خانوارها در آن سکونت داشتند و هم نوع بزرگتر آن برای نگهداری دامها استفاده می شد.

             

      

تَزَر(tazar): محلی در دل کوه به وسعت زیاد حفر می شد که محل اقامت رمه در شب بود.

زِِندو (zendo): یک فضای حفر شده در دل زمین بود که شکل مکعب مستطیل به طول حدود یک متر و عرض حدود 50 سانتی متر داشت تا گوسفندانی که با بچه شان درخصوص اجازه شیر دادن ناسازگاری داشتند و اجازه شیر خوردن به آنها نمی دادند،در داخل این زندان ناچاراً شیر به بچه بدهند و آشتی کنند .

پَت (pat): این فضای استوانه ای شکل در زمین مسطح حفر می شد که بره ها و بزغاله هارا داخل آن می انداختند به عمقی که نتوانند بیرون بیایند تا اینکه شیردوشی انجام بگیرد، سپس معمولاً یک بچه داخل و آنها را یکی یکی بیرون می داد تا شیر مادرش را بخورند.

سَنگُو (sanggo): سنگ بزرگی در زیرکوه بود که به دلیل نبود آب شیرین (آب خوردن از یک چاه شور تامین می شد) از تجمع آب باران یا شاید هم چشمه کوچکی در روی آن از آب آن جهت آب آشامیدنی استفاده می شد. 

                    

جکّ بنه (jake bane): سقزی است که از درخت بنه گرفته می شد و طی مراحلی آماده سازی می شد و به عنوان تحفه ی با ارزشی برای ساکنین ده نیز به ارمغان برده می شد. 

                                      

سَوَرقی (savarghi): با توجه به فراوانی بوته های گز در اطراف زیرکوه و داشتن فرصت در بین روز، زمان مناسبی برای بافتن سورقی گزی برای فصل خشک کردن آلو بود.

پَدَم (padam): نوعی بوته که با توجه به فراوانی آن و داشتن فرصت، جمع آوری می شد تا جهت سوخت به ده برده شود.

اَقِچ (aghech): نوعی بوته که با توجه به فراوانی و داشتن فرصت، جمع آوری می شد تا جهت سوخت خانوارهای ساکن در ده برده شود.

بَدومِشک (badoomeshk): با توجه به فراوانی بوته های بدومشک در اطراف زیرکوه و داشتن فرصت در بین روز زمان مناسبی برای بافتن سورقی بدومشک برای فصل خشک کردن آلو بود.

گَز (gaz): بوته های گز برای بافتن سه ورقی استفاده می شد. گز پوشش غالب رودخانه های زیرکوه است.

              

اُسفُرُق(osforogh): روستایی از توابع زیرکوه و در مجاورت محل اقامتی پیشبری ها در زیرکوه که در آن آب شیرین جهت مصرف با توجه به فاصله مناسب محل اقامت از این روستا و به وسیله ی الاغ آورده می شد.

فَتیلَه(fatile): ظرف کاربردی از جنس نیکل که برای گرم کردن شیر تازه در صبح و خوردن شیر با نون کاربرد داشت. در حقیقت نقش ماهی تابه امروزی را داشت.

جَکّ: (jakke): آغوز گوسفند. اولین شیری که از دام تازه زایمان کرده، دوشیده می شود. از این ماده به عنوان شیره اصلی تولید یکی از لبنیات به نام فله استفاده می شود.

فِلَه (felae): از لبنیات ویژه این ایام که از ترکیب شیر و جک گوسفند تازه زایمان شده، درست می شد.

یُورت (Yurt): از آنجا که دامداران به چند گروه تقسیم می شدند که هر گروه رمه های مشترکی داشتند و بر این اساس اقامت مشترکی در منطقه ی زیرکوه یا بیشه داشتند به مجموعه ی اقامتی موقتی هر گروه در بیشه یا زیرکوه یا دره گزو یورت می گفتند.هرچند لازم به ذکر است که برای آنهایی که بنا به دلایلی نمی توانستند از روستا خارج شوند معمولا یک رَمَه در روستا باقی می ماند. این رمه به رمه ده مشهور بود.  

       File:Gurvger.jpg

بازي ها و سرگرمي هاي زمستانه

بازي ها و سرگرمي هاي زمستانه

بازي هاي زمستاني در پيشبر شكل سنتي اين بازي ها در دنياي مدرن مي باشد. در زير به تفصيل به برخي از اين بازي ها اشاره مي گردد:

لخشوك (Lakhshook) : اين بازي در حقيقت همان اسكي مي باشد با امكانات و تجهيزات ابتدايي. جوانان در پيشبر و در شكلي خاص كودكان در روزهاي يخبندان زمستان اين سرگرمي را رونق مي داده و مي دهند. با توجه به موقعيت استقرار پيشبر در منطقه كوهستاني، معمولا هميشه نقاط برف گير بيشتري نسبت به تمام نقاط مجاور داشته و دارد. از طرفي ديگر چندين گدار يا سراشيبي در پيشبر وجود داشته كه عموما زمستان هاي تماما يخبنداني داشته است. نظير اين گدار ها عبارتند از: گدار مزار، گدار پائين ده (جلو گاراژ حامد و جلو موتور برق)، سه گدار در گذرگاه هاي خروجي مين پل وگدارهاي محله بالا .

اين ورزش توام با تفريح زمستاني در بيشتر روزهاي بعد از برف در زمستان پيشبر رونق داشته است. در گذشته بيشتر افراد سعي در پوشيدن كفش هايي در نهايت كف هاي صاف و صيقلي مهارت خود را در طي مسافت بيشتر نشان مي دادند اما در سال هاي اخير تيوپ لاستيك خودرو و ساير تجهيزات جانبي نيز اضافه شده است.(عکس از وبلاگ پیشبریها)

 

      Image from: pishbariha.blogfa  

 

 

گنده بازي (Gonde Bazi) : اين بازي همان پرتاب گلوله هاي برفي است كه بيشتر مواقع جنبه شوخي هاي زمستانه دارد، هرچند در خيلي از مواقع نيز گروه هاي زيادي به اين تفريح شاد مي پردازند. 

                                             عکس

آدم برفي: در پيشبر ساخت آدم برفي در زمستان ها معمولا به عنوان سرگرمي گروهي در نيامده است. كودكان، معمولا با توجه به سلايق شخصي و با موضوعات مختلف، آدم برفي مي ساختند و آنچه در شرايط فعلي در جشنواره هاي ساخت آدم برفي در دنيا ديده مي شود كه كار گروهي منجر به ساخت آدم برفي مي شود وجود نداشته است. 

 

                                    Image and video hosting by TinyPic

                                             عکس

بازیهای محلی

 

اجتماعات بشري و سكونت هاي دسته جمعي، هميشه يديد آورنده انواع مختلف بازي ها، سرگرمي ها و تفريحات بودند به گونه اي كه هرچه ميزان فراغت و استراحت افراد بيشتر بوده، به طور طبيعي پرداختن به انواع تفريحات و سرگرمي ها نيز بيشتر بوده است. بازي هاي گوناگوني كه در سراسر جهان پديد آمده اند و تا وضعيت فعلي تغيير و تحول يافته اند، گوياي اين مساله مي باشند.

در پيشبر با توجه به اينكه اصولا كشاورزي و دامداري پيشه مردم را تشكيل مي داده و اين نوع اشتغال، فرصت محدودي براي پرداختن به نيازهاي تفريحي باقي مي گذاشته است، اما بازي هاي رايج در پيشبر از گذشته هاي دور تاكنون، همگي حكايت از سرزندگي و شادابي مردم داشته و دارد. در اين جا، قصد پرداختن به انواع سرگرمي ها و بازي هاي رايج در پيشبر را داريم كه عبارتند از: لولو، سيه جو، الادوس، كل بازي، نارگلي، سنگ تلك تلك، كبودي، شم يك شم، كرقدينگ، تشله بازي، كوش بازي، استا استا علله

 

لولو (LoLo) : اين بازي در حقيقت همان قايم باشك مشهور است. به اين ترتيب كه يك نفر با نام استاد يا اصطلاحا استا(Esta) دو دست خود را در كنار هم قرار داده و انگشتان شصت و انگشت اشاره را به هم چسبانده تا حفره اي داخل دستانش ايجاد گردد و سپس ساير افراد كه در بازي حضور دارند و بسته به افراد بازي كن تا ده نفر را ممكن است شامل گردد با انگشت اشاره خود به داخل سوراخ دست استا اشاره مي كنند و با هم واژه «لولو» را تكرار مي كنند. در اين هنگام استا سر يكي از بازيكنان را مي گيرد و چشمانش را با دستانش مي بندد و ساير افراد در سريع ترين زمان ممكن به اطراف دويده و قايم مي شوند. در اين هنگام استا بنا به تشخيص خود آن فرد را رها كرده  تا بدنبال افراد بگردد، فرد مورد نظر به دنبال مكان مخفي شدن افراد مي گردد و بايد افراد را پيدا كند و چنانچه افراد را پيدا كند بايد دستش را به سر آن ها بزند و اصطلاحا آنان را كل (Kal) كند و اگر نتواند يعني افراد سريع تر از مخفيگاه بيرون آمده و خود را به استا رسانده و دست خود را به سر استا بزنند، آن گاه برنده مي شوند و فرد مورد نظر بازنده است.

سيه جو  (Seyah Jo): اين بازي، ماهيتي فكري - فيزيكي دارد به اين ترتيب كه ابتدا فردي به عنوان استا ، افراد بازيكن را دور خودش جمع كرده و سپس شي، جسم يا مورد خاصي را در ذهن خود مجسم كرده و اصطلاحا در نظر مي گيرد و سپس به ترتيب افراد گروه هر كدام با يك سئوال بايد آن مورد را تشخيص بدهند. البته با هر يك سئوال افراد، استا راهنمايي مختصري نيز به افراد مي كند، مثلا دور يا نزديك بودن به مورد. در اين چرخش كه هر فرد در هر دور يك سئوال مي پرسد، چنانچه فردي مورد در نظر گرفته شده را تشخيص دهد، استا با گفتن « بزن و بگير چكار داري » شلاقي را به فرد مي دهد تا دنبال ساير افراد كرده و آن ها را از دور استا دور كند. البته افراد نيز از دور استا دور شده و مشغول سرگرم كردن فرد مورد نظر مي شوند. در اين جا دو موضوع مطرح است. نخست اينكه فرد شلاق به دست بايد تا زماني كه استا واژه « سيه جو » را نگفته به دور كردن افراد از استا و خودش بپردازد و به محض شنيدن واژه ياد شده خودش را در اولين فرصت به استا رسانده و شلاقش را تحويل استا داده او را كل نمايد و در اين صورت برنده است و دوم اينكه ساير افراد بايد مترصد باشند تا در هر فرصتي به فرد مورد نظر حمله ور شده و طوري او را بگيرند كه نتواند خود را به استا برساند. در اين صورت كه موفق شوند او را بگيرند بايد چشمانش را با دست گرفته و سه نفر به ترتيب خاك سر، خاك پا، خاك دست و شلاقش را براي استا مي آورند. البته به جز شلاق كه اصل شلاق را تحويل استا مي دهند مشتي خاك را با ذكر اين كه چه خاكي است (سر، پا يا دست) براي استا آورده و استا مي داند هر كدام را چه كسي آورده است و شلاق را قايم مي كند.

سپس فرد را پيش استا آورده و بايد ابتدائا به استا بگويد سلام. پس از جواب سلام از استا، استا از او مي پرسد: كجا رو تاختي ؟ كجا رو باختي؟ كجا رو كله انداختي؟ فرد بايد محدوده اي را كه رفته، مكاني كه گرفتار شده و جايي كه به زمين افتاده را بگويد. سپس استا از او مي پرسد خاك سر، خاك پا، خاك دست و شلاقت را چه كسي آورد؟ و بايد آن فرد درست جواب بدهد و هركدام از سئوالات را كه نتواند جواب درست بدهد تعدادي شلاق بايد به حساب خود منظور نمايد. سئوال آخري نيز اين است كه مكان شلاقش را حدس بزند.... سپس بازي مجددا پيگيري مي شود.

الادوس (Olla Dous) : اين بازي يك بازي بسيار قديمي است كه به دليل اطلاعات ناقصي كه از آن داريم نيازمند نظرات شما مي باشيم. لطفا نظرات خود را براي ما ارسال نمائيد.

كل بازي (Kal Bazi) : این بازی شباهت هایی با بازی لولو دارد. به این ترتیب که ابتدا با توافق افراد حاضر در بازی دو تا چند مکان مشخص که معمولا قطعه دیوار می باشد به عنوان کت مشخص و تعیین می گردد سپس با توجه به شرایطی یک فرد انتخاب گردیده و باید بقیه افراد را کل کند ( به این معنی که دستش را بر سر ان ها بزند) البته فقط در حالتی که افراد دستشان از محل های مشخص یا همان کت جدا بشود. ضمن اینکه افراد نباید همیشه در یک کت مانده و بایستی مدام در حال جابجا شدن بین کت ها باشند. بدین ترتیب چنانچه فرد مورد نظر بتواند همه افراد را کل کند برنده است و گرنه اصطلاحا می سوزد.

 نارگلي(Nargoli) :

اين بازي از نوع بازي هاي با توپ است. توپ مورد استفاده نيز اصطلاحا به توپ هفت پوست مشهور است و يا همان توپ تنيس با قابليت ارتجاع عالي. براي انجام اين بازي و همان گونه كه از نامش پيداست، ابتدا هفت سنگ تخت و با مساحت در حدود حداقل 2 سانتي متر مربع تا حداكثر 7 سانتي متر مربع كه از بزرگ به كوچك بر روي هم قرار مي گرند. سپس افراد به دو گروه تقسيم مي شوند و در فاصله مشخصي از سنگ ها قرار مي گيرند كه معمولا در حدود 7 تا 10 متر مي باشد و سپس افراد دو گروه به تناوب و يكي در ميان با نشانه گيري توپ را با شدت به سمت هفت سنگ پرتاب مي كنند و در هر پرتاب يك نفر از گروه مقابل در نزديكي هفت سنگ مي ايستد تا اگر توپ به هفت سنگ برخورد كرد آن را مهار كرده و به يارانش پاس بدهد، در حالي كه بقيه افراد دو گروه در يك خط مستقيم ايستاده مي مانند و هر يك بتواند با ضربه توپ سنگ ها را حتي يك عدد از جايگاهش بريزد در آن صورت افراد گروه مقابل توپ را گرفته و با پاس كاري به ياران خود مي سپارند تا از جايي كه مشخص است به افراد حريف بزنند. البته اين زدن توپ در صورتي منجر به باخت تيم مقابل مي شود كه دست افراد تيم مقابل به كت نخورد. هرچند ناچار مي باشند، افراد تيم مقابل براي چيدن مجدد سنگ ها از كت خارج شده و به سمت هفت سنگ بيايند. در اين هنگام چنانچه چيدن سنگ ها بر روي هم تكميل شد و توپ به اين افراد برخورد نكرد افراد با صداي بلند داد مي زنند نارگلي و به اين ترتيب يك امتياز به اين افراد اضافه مي شود و چنانچه توپ با آنان برخورد كرد يك امتياز به حريف اضافه مي شود و مجددا بازي تكرار مي شود.

 

 سنگ تلك تلك(Sang Telek Telek) : بازي سنگ تلك تلك نيز يك بازي گروهي است كه افراد در دو دسته جداگانه و به سرپرستي دو استا رودرروي يكديگر قرار مي گيرند. شرح بازي به اين صورت است كه پس از اين كه گروه ها مشخص شده و سر گروه ها (استا ها) تعيين شدند آنگاه افراد در فاصله حدود 5 متري روبروي هم صف آرايي مي كنند و به صورت نظامي مي نشينند و سعي مي كنند ژست ثابتي به خود بگيرند. سپس دو استا در فاصله ميانه دو گروه مستقر مي شوند و دو قطعه سنگ نيز در وسط  و در حد ميانه دو دسته قرار مي گيرد تا از كوبيدن آن دو با هم صدا ايجاد شود. ابتدا يكي از استا ها به سمت گروه خود رفته و درگوشي به هر كدام از آن ها نام مشخصي را مي گويد و در حقيقت ان ها را با آن نام رمزي مي شناسد و البته اين نام در هر دور بازي بايستي تغيير نمايد.

سپس به ميانه جايگاه برگشته و با دستان خود چشم استاي ديگر را كه در ميانه ميدان پشت به ياران خود نشسته است، مي گيرد و يكي از ياران خود را با نام مستعار صدا مي زند كه فلاني بيا. سپس آن فرد مي ايد و دو سنگي كه در جلو استا موجود است را به يكديگر مي زند تا صداي تلك بكند و سپس به سرجاي خود با آرامي بر مي گردد و ژستي مشابه قبل مي گيرد تا مشخص نباشد.

پس از اينكه اوضاع آرام شد، استا چشم استاي مقابل را باز كرده تا تشخيص بدهد كدام يك از افراد اصطلاحا تلك سنگ را باعث شده است. در اين هنگام اگر درست تشخيص بدهد برنده شده و وضعيت براي گروه  مقابل بايد اتفاق بيفتد و گرنه وضعيت براي همين گروه تكرار مي شود.

 كبودي(Kaboudi) : اين بازي، همان بازي كبدي است كه در كشورهاي پاكستان و شبه قاره هند و استان سيستان و بلوچستان ايران، طرفداران متعدد و قدمت طولاني دارد و در سال هاي اخير نيز تيم ملي ايران در اين رشته شكل گرفته و در مسابقات بين المللي شركت مي كند. در پيشبر به اين بازي كبودي مي گويند.

شرح بازي به اين صورت است كه افراد در دو دسته تا 5 نفري در دو سوي زمين واليبال قرار مي گيرند و به نوبت از هر يك از گروه ها فردي به زمين ديگري وارد شده و واژه كبودي را به صورت كشيده و بدون قطع نفس ادا مي كند و به افراد دسته مقابل حمله مي كند. در اين صورت چنانچه دست اين فرد در حال كبودي گفتن به يكي از افراد حريف برخورد كند، آن فرد از جريان بازي بايد خارج شود و اين فرد مهاجم بايد سريع تر خود را به زمين خودي برساند. البته در بازي معمولا فرد سه بار مجاز است تا واژه كبودي را تكرار نمايد. اگر افراد دسته مقابل بتوانند اين فرد را قبل از بازگشت به زمين خودي، مهار نموده و نگذارند تا به زمين خودي با گفتن سه بار نفس مجاز برگردد، بنابراين فرد وارد شده به زمين اصطلاحا مي سوزد و از جريان بازي بايد خارج گردد. اين مراحل ادامه مي يابد تا يكي از دو دسته، يارانش را از دست بدهد و تيم مقابل به عنوان برنده معرفي مي شود.

شم يك شم(Sham Yek Sham) : بازي شم يك شم،  در حقيقت، همان بازي شنبه، يكشنبه است كه به اختصار به تلفظ شم يك شم  تبديل شده است. در اين بازي كه باز هم از جمله بازي هاي با توپ است افراد به نوبت مقابل يك ديوار مي ايستند و با دست توپ را به بالاترين نقطه ديوار پرتاب مي كنند و پس از برگشت توپ (در بازي هاي سطح پائين توپ گرفته مي شود و در سطوح بالاتر بدون گرفتن توپ، توپ مجددا به بالا پرتاب مي شود) فرد با صداي بلند مي گويد شم، يك شم، دو شم و .... پنج شم، جمعه، كدو و آخرين مرتبه بايد با سر توپ را بزند و مي گويد كله. در هر كدام از مراحل 9 گانه ياد شده چنانچه تعادل توپ از دست خارج شود و به زمين بخورد، فرد اصطلاحا سوخته و از جريان بازي خارج مي شود تا نوبت به افراد ديگر برسد و اين چرخه ادامه پيدا مي كند.

 

 كرقدينگ(Korghading) : كرقدينگ بازي دو نفره اي است كه شايد بيشترين لذت آن و سرگرمي ناشي از آن متوجه تماشاگران اين بازي باشد. براي همين، اين بازي بيشتر و البته هميشه در مراسم عروسي صورت مي گرفته است و اصولا يك بازي خانگي و زير سقف محسوب مي شود. براي انجام اين بازي دو نفر داوطلب مي شوند تا توسط يك داور چشمانشان با يك پارچه بسته شود و سپس به صورت نيمه نشسته و روبروي هم قرار مي گيرند. در اين حالت هر دو نفر دست چپ خود را به يك نقطه مشخص مي گذارند و مثلا جسم خاصي نظير يك لنگه كفش را مي گيرند، تا موقعيت آن ها براي يكديگر مشخص باشد. بنابراين هر دو نفر دستانشان را بر روي يك لنگه كفش گذاشته و  هر كدام در دست راست يك جسم شلاق مانندي را براي ضربه زدن به حريف در دست دارند. در اين هنگام و به نوبت ابتدا يك نفر مي گويد كورقدينگ(Korghading) و نفر ديگر مي گويد دينگ (Ding)و سپس جايش را به راست و چپ عوض مي كند. فرد اولي از صداي دينگ فرد دوم بايد جايش را حدس زده و يك ضربه بر او وارد كند و پنانچه به او بخورد يك امتياز منفي و اگر جاي خالي بدهد و به او نخورد يك امتياز منفي برايش منظور مي شود و اين مراحل ادامه پيدا مي كند.

 تشله بازي(Toshla Bazi) : تشله بازي، بازي معمول است كه با نام هاي متعددي در مناطق مختلف رايج است و نوع بازي آن نيز تاحدودي مشابه مي باشد. در پيشبر اين بازي معمولا در زمستان ها و به خصوص در سيزده روز تعطيل نوروز با شدت تمام انجام مي گرفته و طرفداران متعددي نيز داشته است.

مراحل انجام اين بازي به اين صورت است كه ممكن است در دو نوع انجام بگيرد: مردك(Mardak) و بللو Ballow)). مردك يعني بازي به صورت انفرادي و امتيازات هر فرد جداگانه براي خودش اندوخته شود و بللو يعني تيمي بازي كردن كه در قالب دو تيم افراد با يكديگر بازي كرده و امتيازات هر گروه با هم جمع مي شود.

معمولا جمع امتيازات تا عدد 30 متداول است ولي تا حد زيادي سقف امتيازات، قراردادي مي باشد. افراد بازيگر در مردك، حداقل دو نفر مي باشد و در بللو معمولا ضرايبي از عدد 2 مي باشد مثلا 4 نفره يا 6 نفره يا نهايتا 8 نفره. به ازاي هر نفر يك خانه بايد موجود باشد و خانه چاله اي است به عمق حدود 3 سانتي متر و مساحت سطح يك كف مشت. اين خانه ها به رديف كنده مي شوند و فاصله بين هر دو خانه معمولا از يك تا يك و نيم متر مي باشد.

از ديگر الزامات تشله بازي، وجود سكويي مناسب در امتداد خانه ها است كه اصطلاحا به آن سركته Sar Katta))گفته مي شود. سركته جايي است كه افراد در آغاز بازي بايد از آن نقطه بازي را شروع نموده و تشله ها را پرتاب نمايند.

معمولا افراد مختلف براي پرتاب تشله حالات مختلفي به انگشتانشان مي دهند كه به آن دم(Dam)  يا دب (Dab) گفته مي شود.

شروع بازي به اين شكل است كه يك گروه در سر كته قرار مي گيرند و گروه ديگر در سر خانه ها به صورت يكي در ميان تشله هاشان را مي چينند و سپس افراد سر كته به نوبت با نشانه گيري تشله هايشان را به سمت تشله هاي گروه نشانده نشانه گيري و پرتاب مي كنند. اگر تشله هاشان به همديگر برخورد كند، يك تير محاسبه و به امتيازات اضافه مي شود و بايد پس از كسب هر امتياز باز تشله را در خانه بيندازند و مجددا نشانه گيري كنند، هرچند زدن متوالي به تشله هاي مختلف بلامانع مي باشد. اگر تشله ها برخورد نكند و خانه اي نيز تصاحب نگردد بازي به طرف مقابل منتقل مي شود و اين دور بازي تا زماني كه يك خانه موجود باشد و كسي تصاحب نكرده باشد، ادامه مي يابد و گرنه مجددا با رفتن گروه ديگر به سر كته از نو بازي شروع مي شود.

اگر در هر دور بازي تشله دو يار كه از تيمي مي باشند كه از سركته بازي را شروع كردند، به هم برخورد كند (تصادفي يا غير تصادفي) اصطلاحا تيرجوونك مي شود و تمام امتيازات آن دور بازي بايد باطل گردد.

 كوش بازي(Koush Bazi) : اين سرگرمي اصطلاحا كاركردي مشابه و جايگزين همان ده، بيست، سي، چهل و ... صد دارد و نفر اول و دو م و ... هر بازي را مشخص مي كند. به اين ترتيب كه افراد در يك صف به رديف مي ايستند و پاهاي خود را به فاصله عرض يك شانه باز مي كنند و سپس به نوبت از كمر به جلو خم شده و لنگه كفششان را كه در دست دارند با شدت هر چه تمام تر از ميان پاهايشان به بيرون پرتاب مي كنند. هركسي از همه بيشتر پرتاب كرد نفر اول و هر كسي كمتر پرتاب كرد نفر آخر مي شود. اين سرگرمي در حقيقت مقدمه اي براي شروع بازي ها مي باشد. 

سنجش ديگر براي گزينش افراد براي شروع بازي در اول يا دوم يا ... آخر بازي كردن اين است كه هر كسي سريع تر بگويد اولكم (Avalakom)، دومكم (Dovomakom) و ... بازي را شروع مي كند.

استا استا علله (Esta Esta Alleh) اين سرگرمي نيز از نوع گزينش افراد براي قرار گرفتن در يك گروه در بازي ها مي باشد. فرآيند انجام كار به اين ترتيب است كه دو نفر يا سه نفر يا به تعداد گروه ها سرگروه تعيين مي شوند به نام استا. سپس افراد به همان تعداد توزيع مي شوند و از استا ها فاصله گرفته براي خودشان با توافق نامي تعيين مي كنند و دست در شانه يكديگر به پيش استا ها مي آيند و مي گويند اساتا استا علله و سپس استا مي گويد علله و آن افراد نام خودشان را مي گويند مثلا كي سيب و كي پرتقال. آن وقت استاي ديگر نام يكي از افراد را مي گويد و هر كس نامش بود در بازي جزو گروه آن استا مي شود.