تبليغاتX
پیشبر
به وبلاگ پيشبر خوش آمديد

 

قبل از انقلاب مشروطه به طور كلي ساختار اداري و مديريتي مدوني بر مناطق ايران حاكم نبود. چند صباحي بعد از انقلاب مشروطه و بر اساس قانون تشكيل ايالات و ولايات مصوب ذيقعده 1325 هجري قمري كشور ايران به چهار ايالت (آذربايجان، خراسان. فارس و كرمانشاه) و تعدادي ولايات كوچك تر تقسيم شد. و در اين ايام بود كه به موازات حذف ساختارهاي سنتي و ايجاد ساختارهاي مدرن تر حكمراني براي ايالت هاي مختلف، والي منصوب مي گرديد و حكمران يك ايالت (كه گاهي مملكت نيز ناميده مي شد) والي لقب داشت و فرماندار يك ولايت نيز حاكم.  براي اداره روستاها نيز فردي معتمد به عنوان كدخدا عهده دار ارتباط بين حاكميت با مردم منطقه مي شد. البته حكومت هر يك از اين حوزه ها را دولت مركزي در تهران تعيين مي كرد ولي برخي از اين حكومت ها عملاً حالت موروثي داشتند.

قبل از انقلاب مشروطه به طور كلي ساختار اداري و مديريتي مدوني بر مناطق ايران حاكم نبود. چند صباحي بعد از انقلاب مشروطه و بر اساس قانون تشكيل ايالات و ولايات مصوب ذيقعده 1325 هجري قمري كشور ايران به چهار ايالت (آذربايجان، خراسان. فارس و كرمانشاه) و تعدادي ولايات كوچك تر تقسيم شد. و در اين ايام بود كه به موازات حذف ساختارهاي سنتي و ايجاد ساختارهاي مدرن تر حكمراني براي ايالت هاي مختلف، والي منصوب مي گرديد و حكمران يك ايالت (كه گاهي مملكت نيز ناميده مي شد) والي لقب داشت و فرماندار يك ولايت نيز حاكم.  براي اداره روستاها نيز فردي معتمد به عنوان كدخدا عهده دار ارتباط بين حاكميت با مردم منطقه مي شد. البته حكومت هر يك از اين حوزه ها را دولت مركزي در تهران تعيين مي كرد ولي برخي از اين حكومت ها عملاً حالت موروثي داشتند.

ولي در دوره رضا شاه بر اساس قانون تقسيمات كشوري مصوب 16 آبان 1316و بر اساس نظام شماره اي و متمركز فرانسه و پروس، يك نظام اداري محلي جديد براي كشور اتخاذ شد. همانگونه كه در فرانسه، ژاكوبن ها ويژگي هاي فردي هر يك از مناطق نظام كهن را درهم شكسته و كشور را به نود ناحيه تقريباً برابر تقسيم كردند كه هر يك نام خود را از يكي از عوارض طبيعي (رودخانه يا كوه) مي گرفت تا گرايش هاي محلي تحت الشعاع قرار گيرد. رضا شاه نيز در ايران نظام اداري جديدي پديد آورد كه هدف از آن توسعه هرچه بيشتر مناسبات مركز با حاشيه بود. نمونه سلسله مراتبي فرانسه به صورت شهرستان ها، بخش ها و دهستان ها در ايران متجلي گشت. ولي در اين تغيير و تبديل، شهرستان ها برخلاف نمونه فرانسه و با شباهتي بيشتر به نمونه پروس در 10 استان بزرگ تر سازمان يافتند. استان و شهرستان از واژه هاي فارسي ميانه بودند كه يادآور تقسيمات اداري زمان ساساني به شمار مي رفتند. در اين تقسيمات نيز براي هر روستا كدخدا مسئول ارتباطات بين مردم و مسئولان دولت بود. برخلاف تغييرات پيوسته قوانين در دوره هاي بعد مديريت كدخدا بر روستا تا انقلاب سال 1357 ادامه يافت.

منطقه پيشبر با حومه مشخص و شايد در برخي از دوره ها منطقه بسيار وسيع تر، همواره به صورت يك ناحيه مستقل اداري و با مديريت يك كدخدا اداره مي شد، هر چند در دوره قبل از مشروطيت نيز عنوان كدخدا وجود نداشت اما نحوه اداره مناطق به صورت احترام و اعتماد به فردي خاص با كاركرد كدخدا و با شرح وظايف نانوشته تر و غيررسمي اداره مي گرديد.

 

 فهرست كدخدايان منطقه پيشبر از آغاز مديريت كدخدا بر روستاها پس از انقلاب مشروطيت:

۱- كربلايي مير سمندر آذري

۲- مير علي مدد آذري

۳-حاج مير غلامحسين عامري

۴- میر محمد مهدی قنبری

۵- مير محمد علي خالدي

۶- حاج مير ثابت آذري

۷- حاج مير عباس عامري

۸- مير فداحسين خالدي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/03/23ساعت 9:13  توسط برادران آذری  |