تبليغاتX
پیشبر
به وبلاگ پيشبر خوش آمديد

 

جامعه۵۷۴ نفري پيشبر كه در قالب  ۱۳۶ خانوار بررسي مي­شود حكايت از تغيير پذيري سريع به محرك­هاي طبيعي و اجتماعي دارد درآمد عمده پيشبري­ها از كشاورزي و فعاليت­هاي مرتبط با آن تامين مي­شود و در كنار آن دامداري نيز در شكل سنتي مشاهده مي­شود اين در حالي است كه در اوايل قرن اخير دامداري به عنوان پيشه­ و ممر درآمدي همسنگ كشاورزي در پيشبر رواج داشته است

 كشاورزي كه به عنوان حرفه اصلي اين مردمان مطرح مي­باشد از طريق برداشت محصول زرشك و آلو انجام مي­شود كه اين دو محصول در طول تاريخ نزاعي بر سر تسلط بر اراضي حاصلخيز منطقه داشته­اند به طوري كه كاشت آلو عليرغم نياز آبي و هزينه برداشت و فرآوري بالا، همچنان محبوب باغداران مي­باشد ثبات قيمت آلو و نواسانات كم قيمت آن يكي از دلايل عمده اين امر مي­باشد هر چند نبايد از اين نكته غافل شد كه آلو بر خلاف زرشك نسبت به تغييرات محيطي حساس بوده و به راحتي در ساير مناطق استقرار پيدا نمي­كند به طوري كه دامنه تحمل آن محدود به همين منطقه در شرق قاينات مي­باشد اين دقيقا عكس زرشك مي­باشد كه گستره­ي وسيعي از استان به آن اختصاص يافته است جالب اينجاست كه مداركي دال بر بومي بودن آلو در اين منطقه وجود ندارد در حالي كه زرشك وحشي را مي­توان در بعضي از مناطق اين منطقه نظير مناوند و بالادست علي­آباد مشاهده نمود. علاوه بر اين دو محصول ميوه­هاي سردرختي نظير گردو، بادام، توت، سيب، زردآلو، شفتالو، آلبالو، به، گوجه سبز، گيلاس، انگور، زالزالك، برداشت مي­شوند كه مصرف داخلي دارد. آنچه نبايد از آن گذشت تنوع ژنتيكي فوق العاده اين محصولات است به طوري كه بعضاٌ از هر كدام از اين ميوه­ها ده­ها نژاد مختلف فقط در خود پيشبر قابل مشاهده است كه اين موضوع شرايط تك اين منطقه را نشان مي­دهد كه تبديل به يك ذخيره­گاه گونه­هاي متنوع شده است. به عنوان نمونه گرجه سبز در پيشبر كه با نام گوجه شناخته مي­شود به تنهايي شامل نژادهاي : مادر گوجه، اشكوليد، تنسل و... مي­شود. اسامي مختلف تنها زماني رواج پيدا كرده كه مردم قادر به تشخيص اختلاف بوده­اند و الا تنوع واقعي بيش از اين مي­باشد. كشت صيفي و سبزي كه در سالهاي پر آبي رواج مي­يابد عمدتا از نوع ديم مي­باشد به طوري كه كشت خربزه و هندوانه و كدو در در درجه اول در بندسارها و در صورت عدم آبگيري مناسب در اراضي مسطح و كم شيب دامنه­ها انجام مي­شود كه متناسب با با بارندگي سالانه از توليد خوبي برخوردار مي­باشد البته فروش صيفي هم به ندرت در پيشبر صورت مي­گيرد و توليد اين محصولات صرفا با هدف تامين نيازهاي خانواده و در صورت مازاد تامين علوفه دام صورت مي­گيرد. كشت ديم گندم و جو در سالهاي ترسالي در ارتفاعات گريانه و دشت حوض نيز به شكل سنتي انجام مي­شود كه ميزان عملكرد آن بسته به شرايط اقليمي و ميزان بارش منطقه در سال­هاي مختلف متفاوت مي­باشد.

  اما دامداري حال حاضر پيشبر  را مي­توان به صورت سنتي فراموش شده يافت كه هرگز  نشانه­اي از  ابهت دامداري قديم را در آن دیده نمی شود دامدارانی که كه گستره ييلاقات بيشه و دشت در ارتفاعات گريانه و قشلاقات زيركوه را زير پا مي­گذاشتند. روي آوردن به دام­هاي سنگين و تامين علوفه از مناطق ديگر امروز حكايت از نوع جديد دامداري در منطقه است كه با  وقوع خشكسالي­هاي اخير تقويت شده است اما اين نوع دامداري فقط در حد تامين نياز خانواده و تا حدودي نزديكان مي­باشد و به عنوان يك فعاليت اقتصادي درآمد زا محسوب نمي­شود.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/01ساعت 10:32  توسط برادران آذری  |