تشخص : يكي از زيباترين آرايه ها و ترفندهاي بياني در حوزه ي ادبيات تشخص است كه برابرهاي اسمي آن جاندارگرايي، حركت بخشي، انسان مداري و شخصيت بخشي است. اشيا و مفاهيم انتزاعي كه بي جانند، قابليت اين را دارند كه حركت و كردار جانداران را داشته باشند و نيز مخاطب آدمي شوند و سخن گويند. پس اين صنعت نقش مهمي در برانگيختن نيروي تخيل شاعر و نويسنده و همچنين مخاطبان آنها دارد و قدرت تصرف آدمي در پديده ها و جهان پيرامونش را آشكار مي كند.
در پيشبر تشخص بخشيدن به معناي عام آن در گفته ها و نقل قول ها، روايات و داستان ها و سرگذشت هاي مختلف همواره به نحو بسيار بارزي وجود داشته و دارد. اين موضوع برخي از مواقع ابعاد بسيار در خور توجهي را پيدا مي كند. در اين مقوله سعي شده است كمي به واكاوي اين موضوع پرداخته شود.
در خصوص طبيعت: به طور كلي تشخص خاصي بخشيده شده است به طوري كه در گفتارهاي عاميانه همواره واژه هايي نظير سينه كوه، پشت كوه، دماغ كوه، پيزه كوه، دهنه تگ، پاشنه تگ، سر تپه، سر پل، ته تنگل، ته تگ و ... شنيده مي شود.
در خصوص درختان: سرشاخه، شاخ، تنه درخت
در خصوص اماكن: سر گدار، سينه گدار، سر خرمن، ته كوچه، سر كوچه، پيزه كوچه، پشت بام، پيشاني لاخ ، ...
جامعه۵۷۴ نفري پيشبر كه در قالب ۱۳۶ خانوار بررسي ميشود حكايت از تغيير پذيري سريع به محركهاي طبيعي و اجتماعي دارد درآمد عمده پيشبريها از كشاورزي و فعاليتهاي مرتبط با آن تامين ميشود و در كنار آن دامداري نيز در شكل سنتي مشاهده ميشود اين در حالي است كه در اوايل قرن اخير دامداري به عنوان پيشه و ممر درآمدي همسنگ كشاورزي در پيشبر رواج داشته است
كشاورزي كه به عنوان حرفه اصلي اين مردمان مطرح ميباشد از طريق برداشت محصول زرشك و آلو انجام ميشود كه اين دو محصول در طول تاريخ نزاعي بر سر تسلط بر اراضي حاصلخيز منطقه داشتهاند به طوري كه كاشت آلو عليرغم نياز آبي و هزينه برداشت و فرآوري بالا، همچنان محبوب باغداران ميباشد ثبات قيمت آلو و نواسانات كم قيمت آن يكي از دلايل عمده اين امر ميباشد هر چند نبايد از اين نكته غافل شد كه آلو بر خلاف زرشك نسبت به تغييرات محيطي حساس بوده و به راحتي در ساير مناطق استقرار پيدا نميكند به طوري كه دامنه تحمل آن محدود به همين منطقه در شرق قاينات ميباشد اين دقيقا عكس زرشك ميباشد كه گسترهي وسيعي از استان به آن اختصاص يافته است جالب اينجاست كه مداركي دال بر بومي بودن آلو در اين منطقه وجود ندارد در حالي كه زرشك وحشي را ميتوان در بعضي از مناطق اين منطقه نظير مناوند و بالادست عليآباد مشاهده نمود. علاوه بر اين دو محصول ميوههاي سردرختي نظير گردو، بادام، توت، سيب، زردآلو، شفتالو، آلبالو، به، گوجه سبز، گيلاس، انگور، زالزالك، برداشت ميشوند كه مصرف داخلي دارد. آنچه نبايد از آن گذشت تنوع ژنتيكي فوق العاده اين محصولات است به طوري كه بعضاٌ از هر كدام از اين ميوهها دهها نژاد مختلف فقط در خود پيشبر قابل مشاهده است كه اين موضوع شرايط تك اين منطقه را نشان ميدهد كه تبديل به يك ذخيرهگاه گونههاي متنوع شده است. به عنوان نمونه گرجه سبز در پيشبر كه با نام گوجه شناخته ميشود به تنهايي شامل نژادهاي : مادر گوجه، اشكوليد، تنسل و... ميشود. اسامي مختلف تنها زماني رواج پيدا كرده كه مردم قادر به تشخيص اختلاف بودهاند و الا تنوع واقعي بيش از اين ميباشد. كشت صيفي و سبزي كه در سالهاي پر آبي رواج مييابد عمدتا از نوع ديم ميباشد به طوري كه كشت خربزه و هندوانه و كدو در در درجه اول در بندسارها و در صورت عدم آبگيري مناسب در اراضي مسطح و كم شيب دامنهها انجام ميشود كه متناسب با با بارندگي سالانه از توليد خوبي برخوردار ميباشد البته فروش صيفي هم به ندرت در پيشبر صورت ميگيرد و توليد اين محصولات صرفا با هدف تامين نيازهاي خانواده و در صورت مازاد تامين علوفه دام صورت ميگيرد. كشت ديم گندم و جو در سالهاي ترسالي در ارتفاعات گريانه و دشت حوض نيز به شكل سنتي انجام ميشود كه ميزان عملكرد آن بسته به شرايط اقليمي و ميزان بارش منطقه در سالهاي مختلف متفاوت ميباشد.
اما دامداري حال حاضر پيشبر را ميتوان به صورت سنتي فراموش شده يافت كه هرگز نشانهاي از ابهت دامداري قديم را در آن دیده نمی شود دامدارانی که كه گستره ييلاقات بيشه و دشت در ارتفاعات گريانه و قشلاقات زيركوه را زير پا ميگذاشتند. روي آوردن به دامهاي سنگين و تامين علوفه از مناطق ديگر امروز حكايت از نوع جديد دامداري در منطقه است كه با وقوع خشكساليهاي اخير تقويت شده است اما اين نوع دامداري فقط در حد تامين نياز خانواده و تا حدودي نزديكان ميباشد و به عنوان يك فعاليت اقتصادي درآمد زا محسوب نميشود.


