باغات پيشبر بر اساس نحوه تكامل به دو گروه قابل تفكيك است گروه اول اراضي شيبدار و دامنه تپه ها كه شامل باغات سرتنوره و بالادست شيپر و باغات مشكو و بقالك ميشود گروه دوم اراضي كم شيب و كشمون ميشود. علت توسعه باغات در سرتنوره و به طور كلي گروه اول برميگردد به عامل نزديكي به منبع آبي و قنات و الا از لحاظ خاك كيفيت مناسبي ندارد به همين خاطر در اين اراضي با ايجاد سنگاجي (سكو و سنگ چين) زمين شيبدار به قطعات مسطح تبديل شده و در صورت نياز با تعويض و تقويت خاك شرايط مناسب براي كاشت گیاهان يكساله و چندساله و در نهايت درختان آلو و زرشك مهيا ميگردد. اين گونه باغات كه زيباترين چشماندازهاي باغ در پيشبر محسوب ميشود ميتوان در سرتنوره، باغون جوزي ، بقالك ، مشكو و به طوري كلي اراضي شيبدار منطقه مشاهده كرد و گروه دوم باغات كه به كشمون موسوم است شامل خد(خيد) و بند ميشود در يك تكامل تدريجي فرضي براي اين اراضي كه عموما شيب كم و در دشت سيلابي رودخانه ها شكل ميگيرد با آماده سازي بستر كاشت و ايجاد بند، جمعآوري سيلاب و تقويت خاك آغاز ميشود سپس بعد از سيل گيري و انباشت رسوبات و آماده شدن زمين، كاشت گندم و جو و علوفه آغاز ميشود و با بهبود بستر و ايجاد نهرهاي بنام «چاره» شرایط لازم برای كشت درختچه زرشك و يا درختان آلو و به همراه آن كشت سردرختيها در انتها و ابتدا انجام ميشود. در سالهاي اوليه معمولاٌ در مرز چاره كاشت سيب زميني و صيفي و در پله با ايجاد كرتهايي به كشت پياز ، گوجه فرنگي و سبزي اقدام ميگردد. مراحل مختلف اين تكامل را ميتوان در محدوده شمال باغات پيشبر موسوم به اوشال مشاهده نمود اما اين شكل گيري محدود به اين قسمت نيست بلكه شامل تمام اراضي پست حاشيه رود ميشود.
جامعه۵۷۴ نفري پيشبر كه در قالب ۱۳۶ خانوار بررسي ميشود حكايت از تغيير پذيري سريع به محركهاي طبيعي و اجتماعي دارد درآمد عمده پيشبريها از كشاورزي و فعاليتهاي مرتبط با آن تامين ميشود و در كنار آن دامداري نيز در شكل سنتي مشاهده ميشود اين در حالي است كه در اوايل قرن اخير دامداري به عنوان پيشه و ممر درآمدي همسنگ كشاورزي در پيشبر رواج داشته است
كشاورزي كه به عنوان حرفه اصلي اين مردمان مطرح ميباشد از طريق برداشت محصول زرشك و آلو انجام ميشود كه اين دو محصول در طول تاريخ نزاعي بر سر تسلط بر اراضي حاصلخيز منطقه داشتهاند به طوري كه كاشت آلو عليرغم نياز آبي و هزينه برداشت و فرآوري بالا، همچنان محبوب باغداران ميباشد ثبات قيمت آلو و نواسانات كم قيمت آن يكي از دلايل عمده اين امر ميباشد هر چند نبايد از اين نكته غافل شد كه آلو بر خلاف زرشك نسبت به تغييرات محيطي حساس بوده و به راحتي در ساير مناطق استقرار پيدا نميكند به طوري كه دامنه تحمل آن محدود به همين منطقه در شرق قاينات ميباشد اين دقيقا عكس زرشك ميباشد كه گسترهي وسيعي از استان به آن اختصاص يافته است جالب اينجاست كه مداركي دال بر بومي بودن آلو در اين منطقه وجود ندارد در حالي كه زرشك وحشي را ميتوان در بعضي از مناطق اين منطقه نظير مناوند و بالادست عليآباد مشاهده نمود. علاوه بر اين دو محصول ميوههاي سردرختي نظير گردو، بادام، توت، سيب، زردآلو، شفتالو، آلبالو، به، گوجه سبز، گيلاس، انگور، زالزالك، برداشت ميشوند كه مصرف داخلي دارد. آنچه نبايد از آن گذشت تنوع ژنتيكي فوق العاده اين محصولات است به طوري كه بعضاٌ از هر كدام از اين ميوهها دهها نژاد مختلف فقط در خود پيشبر قابل مشاهده است كه اين موضوع شرايط تك اين منطقه را نشان ميدهد كه تبديل به يك ذخيرهگاه گونههاي متنوع شده است. به عنوان نمونه گرجه سبز در پيشبر كه با نام گوجه شناخته ميشود به تنهايي شامل نژادهاي : مادر گوجه، اشكوليد، تنسل و... ميشود. اسامي مختلف تنها زماني رواج پيدا كرده كه مردم قادر به تشخيص اختلاف بودهاند و الا تنوع واقعي بيش از اين ميباشد. كشت صيفي و سبزي كه در سالهاي پر آبي رواج مييابد عمدتا از نوع ديم ميباشد به طوري كه كشت خربزه و هندوانه و كدو در در درجه اول در بندسارها و در صورت عدم آبگيري مناسب در اراضي مسطح و كم شيب دامنهها انجام ميشود كه متناسب با با بارندگي سالانه از توليد خوبي برخوردار ميباشد البته فروش صيفي هم به ندرت در پيشبر صورت ميگيرد و توليد اين محصولات صرفا با هدف تامين نيازهاي خانواده و در صورت مازاد تامين علوفه دام صورت ميگيرد. كشت ديم گندم و جو در سالهاي ترسالي در ارتفاعات گريانه و دشت حوض نيز به شكل سنتي انجام ميشود كه ميزان عملكرد آن بسته به شرايط اقليمي و ميزان بارش منطقه در سالهاي مختلف متفاوت ميباشد.
اما دامداري حال حاضر پيشبر را ميتوان به صورت سنتي فراموش شده يافت كه هرگز نشانهاي از ابهت دامداري قديم را در آن دیده نمی شود دامدارانی که كه گستره ييلاقات بيشه و دشت در ارتفاعات گريانه و قشلاقات زيركوه را زير پا ميگذاشتند. روي آوردن به دامهاي سنگين و تامين علوفه از مناطق ديگر امروز حكايت از نوع جديد دامداري در منطقه است كه با وقوع خشكساليهاي اخير تقويت شده است اما اين نوع دامداري فقط در حد تامين نياز خانواده و تا حدودي نزديكان ميباشد و به عنوان يك فعاليت اقتصادي درآمد زا محسوب نميشود.
هوا و اقليم منطقه پيشبر متاثر از ارتفاع و محصور بودن آن در ميان كوههاي موليد و گريانه ميباشد به طوري كه كوه موليد به مانند بادشكن نقش موثري در جلوگيري از آورد رسوبات بادي و گرد و خاك از جانب دشت شاهرخت می باشد به همين خاطر از نظر طراوت و پاكيزه بودن هوا از موقعيت مناسبي برخوردار ميباشد. واقع شدن اين منطقه در دامنه شمالي كوههاي گريانه ضمن بهرهگيري از بارش كافي زمينه ماندگاري و دوام نزولات جوي و به تبع آن توسعه پوشش گياهي و برخورداري از منابع آب كافي را سبب شده است. در بررسي وضعيت هواشناسي اين منطقه در گام نخست اقدام به شناسايي ايستگاههاي هواشناسي نزديك به اين منطقه گرديد در نهايت مناسب ترين ايستگاه كه معرف اقليم منطقه پيشبر است یعنی ايستگاه كليماتولوژي زهان به منظور تحلیل پارامترهای اقلیمی انتخاب شد. اين ايستگاه در۱۶ كيلومتري غرب روستاي پيشبر واقع شده و داراي ۱۵ سال آمار ميباشد. در ادامه به برخي از پارامترهاي هواشناسي اين ايستگاه كه معرف شرايط اقليمي منطقه ميباشد اشاره خواهد شد.
اين منطقه داراي بارش متوسط ۲/۱۹۲ميلي متر ميباشد اين ميزان بارش ۵۰ ميليمتر بيشتر از ميانگين استان و ۹۸ ميليمتر كمتر از ميانگين كشور ميباشد. بخش اعظم بارش (۸/۶۵%) در فصل زمستان ميبارد و فصل تابستان با كمتراز ۱ درصد بارش سهم ناچيزي در تامين رطوبت منطقه دارد. سال آبي 55-1354 با بارش ۵/۲۹۵ ميليمتر پربارانترين سال اين منطقه بوده كه تاكنون ثبت گرديده و سال 50-1349 با بارش ۲/۹۴ ميليمترخشكترين سال بوده است. بيشترين بارش 24 ساعته نيز متعلق به خرداد ماه با مقدار 27 ميليمترميباشد همچنين به طور متوسط سالانه 31 روز باراني در اين منطقه وجود دارد بايد اشاره نمود كه از نظر نوع بارش به علت نبود ايستگاه برفسنجي برآورد دقيقي از اين موضوع وجود ندارد ولي با توجه به مشاهدات عيني سهم برف در اين منطقه قابل ملاحظه ميباشد.
وضعيت دمايي اين منطقه كه متاثر از ارتفاع است حكايت از متوسط دماي سالانه 22/13 درجه سانتيگراد دارد . بيشترين دماي ثبت شده در ايستگاه كليماتولو ژي زهان 41 درجه و كمترين آن 8/17- درجه ميباشد. بر اساس محاسبات انجام شده تير ماه با متوسط دماي 5/23 درجه گرمترين و دي ماه با متوسط دماي 8/0 درجه سردترين ماه پيشبر محسوب ميشود. به طور متوسط در سال شاهد 18 روز يخبندان در منطقه بوده و درصد رطوبت نسبي متوسط پيشبر 5/52 درصد ميباشد.
پيشبر و يا به قول نياكان مان " پيشبرات" منطقهاي است به مساحت 260 كيلومتر مربع كه در جنوب شرق ايران در استان خراسان حنوبی واقع شده است . روستاي پيشبر به عنوان بزرگترين مركز جمعيتي و قطب اجتماعي و اقتصادي اين منطقه با جمعيت 575 نفر در 107 كيلومتري شرق قاین مركز شهرستان قاينات واقع شده است. مهمترين راه ارتباطي پيشبر، جاده آسفالتي است كه حاجی آباد مركز بخش زيركوه را به زهان متصل ميكند. ارتفاع متوسط اين منطقه از سطح دريا 1700 متر ميباشد كه مرتفع ترين نقطه آن در قله كوه گريانه با 2600 متر و كمترين ارتفاع در پايين دست بشيران به ميزان 1200 متر واقع شده است .اين منطقه يك منطقه كوهستاني و مرتفع محسوب ميشود كه از سمت شمال با ارتفاعات گريانه، از سمت جنوب به دشت اسفدن و شاهرخت، از سمت شرق به كوه موليد و از غرب با دشت پردان محصور ميشود. محصور شدن اين منطقه توسط كوههاي گريانه و موليد باعث ايجاد شرايط خاص آب و هوايي گشته كه نتيجه آن طبيعت سبز، بارش مناسب و هواي بهاري است ، شيب متوسط منطقه 3/30 درصد و جهت عمومي آن شمالي ميباشد. اين منطقه از لحاظ تقسيمات سیاسی متعلق به دو بخش زيركوه و زهان ميباشدو از نظر هيدرولوژي اين منطقه به گونهاي است كه بخش اعظم بارش آن از طريق رود موليد به سد حاجي آباد ميريزد و بخشي نیز از طريق رود بشيران به دشت شاهرخت وارد ميشود. نمای این منطقه در شکل زیر نشان داده شده است.



