تبليغاتX
پیشبر
به وبلاگ پيشبر خوش آمديد

باغات پيشبر بر اساس نحوه تكامل به دو گروه قابل تفكيك است گروه اول اراضي شيبدار و دامنه تپه ها كه شامل باغات سرتنوره و بالادست شيپر و باغات مشكو و بقالك مي­شود گروه دوم اراضي كم شيب و كشمون مي­شود. علت توسعه باغات در سرتنوره و به طور كلي گروه اول برمي­گردد به عامل نزديكي به منبع آبي و قنات و الا از لحاظ خاك كيفيت مناسبي ندارد به همين خاطر در اين اراضي با ايجاد سنگاجي (سكو و سنگ چين) زمين شيبدار به قطعات مسطح تبديل شده و در صورت نياز با تعويض و تقويت خاك شرايط مناسب براي كاشت گیاهان يكساله و چندساله و در نهايت درختان آلو و زرشك مهيا مي­گردد. اين گونه باغات كه زيباترين چشم­اندازهاي باغ در پيشبر محسوب مي­شود مي­توان در سرتنوره، باغون جوزي ، بقالك ، مشكو و به طوري كلي اراضي شيبدار منطقه مشاهده كرد و گروه دوم باغات كه به كشمون موسوم است شامل خد(خيد) و بند مي­شود در يك تكامل تدريجي فرضي براي اين اراضي كه عموما شيب كم و در دشت سيلابي رودخانه ها شكل مي­گيرد با آماده سازي بستر كاشت و ايجاد بند، جمع­آوري سيلاب و تقويت خاك آغاز مي­شود سپس بعد از سيل گيري و انباشت رسوبات  و آماده شدن زمين، كاشت گندم و جو و علوفه آغاز مي­شود و با بهبود بستر و ايجاد نهر­هاي بنام «چاره» شرایط لازم برای كشت درختچه زرشك و يا درختان آلو و  به همراه آن كشت سردرختي­ها در انتها و ابتدا انجام مي­شود. در سالهاي اوليه معمولاٌ در مرز چاره كاشت سيب زميني و صيفي و در پله با ايجاد كرت­هايي به كشت پياز ، گوجه فرنگي و سبزي اقدام مي­گردد. مراحل مختلف اين تكامل را مي­توان در محدوده شمال باغات پيشبر موسوم به اوشال مشاهده نمود اما اين شكل گيري محدود به اين قسمت نيست بلكه شامل تمام اراضي پست حاشيه رود مي­شود.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/01ساعت 10:34  توسط برادران آذری  | 

 

جامعه۵۷۴ نفري پيشبر كه در قالب  ۱۳۶ خانوار بررسي مي­شود حكايت از تغيير پذيري سريع به محرك­هاي طبيعي و اجتماعي دارد درآمد عمده پيشبري­ها از كشاورزي و فعاليت­هاي مرتبط با آن تامين مي­شود و در كنار آن دامداري نيز در شكل سنتي مشاهده مي­شود اين در حالي است كه در اوايل قرن اخير دامداري به عنوان پيشه­ و ممر درآمدي همسنگ كشاورزي در پيشبر رواج داشته است

 كشاورزي كه به عنوان حرفه اصلي اين مردمان مطرح مي­باشد از طريق برداشت محصول زرشك و آلو انجام مي­شود كه اين دو محصول در طول تاريخ نزاعي بر سر تسلط بر اراضي حاصلخيز منطقه داشته­اند به طوري كه كاشت آلو عليرغم نياز آبي و هزينه برداشت و فرآوري بالا، همچنان محبوب باغداران مي­باشد ثبات قيمت آلو و نواسانات كم قيمت آن يكي از دلايل عمده اين امر مي­باشد هر چند نبايد از اين نكته غافل شد كه آلو بر خلاف زرشك نسبت به تغييرات محيطي حساس بوده و به راحتي در ساير مناطق استقرار پيدا نمي­كند به طوري كه دامنه تحمل آن محدود به همين منطقه در شرق قاينات مي­باشد اين دقيقا عكس زرشك مي­باشد كه گستره­ي وسيعي از استان به آن اختصاص يافته است جالب اينجاست كه مداركي دال بر بومي بودن آلو در اين منطقه وجود ندارد در حالي كه زرشك وحشي را مي­توان در بعضي از مناطق اين منطقه نظير مناوند و بالادست علي­آباد مشاهده نمود. علاوه بر اين دو محصول ميوه­هاي سردرختي نظير گردو، بادام، توت، سيب، زردآلو، شفتالو، آلبالو، به، گوجه سبز، گيلاس، انگور، زالزالك، برداشت مي­شوند كه مصرف داخلي دارد. آنچه نبايد از آن گذشت تنوع ژنتيكي فوق العاده اين محصولات است به طوري كه بعضاٌ از هر كدام از اين ميوه­ها ده­ها نژاد مختلف فقط در خود پيشبر قابل مشاهده است كه اين موضوع شرايط تك اين منطقه را نشان مي­دهد كه تبديل به يك ذخيره­گاه گونه­هاي متنوع شده است. به عنوان نمونه گرجه سبز در پيشبر كه با نام گوجه شناخته مي­شود به تنهايي شامل نژادهاي : مادر گوجه، اشكوليد، تنسل و... مي­شود. اسامي مختلف تنها زماني رواج پيدا كرده كه مردم قادر به تشخيص اختلاف بوده­اند و الا تنوع واقعي بيش از اين مي­باشد. كشت صيفي و سبزي كه در سالهاي پر آبي رواج مي­يابد عمدتا از نوع ديم مي­باشد به طوري كه كشت خربزه و هندوانه و كدو در در درجه اول در بندسارها و در صورت عدم آبگيري مناسب در اراضي مسطح و كم شيب دامنه­ها انجام مي­شود كه متناسب با با بارندگي سالانه از توليد خوبي برخوردار مي­باشد البته فروش صيفي هم به ندرت در پيشبر صورت مي­گيرد و توليد اين محصولات صرفا با هدف تامين نيازهاي خانواده و در صورت مازاد تامين علوفه دام صورت مي­گيرد. كشت ديم گندم و جو در سالهاي ترسالي در ارتفاعات گريانه و دشت حوض نيز به شكل سنتي انجام مي­شود كه ميزان عملكرد آن بسته به شرايط اقليمي و ميزان بارش منطقه در سال­هاي مختلف متفاوت مي­باشد.

  اما دامداري حال حاضر پيشبر  را مي­توان به صورت سنتي فراموش شده يافت كه هرگز  نشانه­اي از  ابهت دامداري قديم را در آن دیده نمی شود دامدارانی که كه گستره ييلاقات بيشه و دشت در ارتفاعات گريانه و قشلاقات زيركوه را زير پا مي­گذاشتند. روي آوردن به دام­هاي سنگين و تامين علوفه از مناطق ديگر امروز حكايت از نوع جديد دامداري در منطقه است كه با  وقوع خشكسالي­هاي اخير تقويت شده است اما اين نوع دامداري فقط در حد تامين نياز خانواده و تا حدودي نزديكان مي­باشد و به عنوان يك فعاليت اقتصادي درآمد زا محسوب نمي­شود.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/01ساعت 10:32  توسط برادران آذری  | 

 هوا و اقليم منطقه پيشبر متاثر از ارتفاع و محصور بودن آن در ميان كوه­هاي موليد و گريانه مي­باشد به طوري كه كوه موليد به مانند بادشكن نقش موثري در جلوگيري از آورد رسوبات بادي و گرد و خاك از جانب دشت شاهرخت می باشد به همين خاطر از نظر طراوت و پاكيزه بودن هوا از موقعيت مناسبي برخوردار مي­باشد. واقع شدن اين منطقه در دامنه شمالي كوه­هاي گريانه ضمن بهره­گيري از بارش كافي زمينه ماندگاري و دوام نزولات جوي و به تبع آن توسعه پوشش گياهي و برخورداري از منابع آب كافي را سبب شده است. در بررسي وضعيت هواشناسي اين منطقه در گام نخست اقدام به شناسايي  ايستگاه­هاي هواشناسي نزديك به اين منطقه گرديد در نهايت مناسب ترين ايستگاه كه معرف اقليم منطقه پيشبر است یعنی ايستگاه كليماتولوژي زهان به منظور تحلیل پارامترهای اقلیمی انتخاب شد. اين ايستگاه در۱۶ كيلومتري غرب روستاي پيشبر واقع شده  و داراي ۱۵ سال آمار مي­باشد. در ادامه به برخي از پارامتر­هاي هواشناسي اين ايستگاه كه معرف شرايط اقليمي منطقه مي­باشد اشاره خواهد شد.

   اين منطقه داراي بارش متوسط ۲/۱۹۲ميلي متر مي­باشد اين ميزان بارش ۵۰ ميلي­متر بيشتر از ميانگين استان و  ۹۸ ميلي­متر كمتر از ميانگين كشور مي­باشد. بخش اعظم بارش (۸/۶۵%) در فصل زمستان مي­بارد و فصل تابستان با كمتراز ۱ درصد بارش سهم ناچيزي در تامين رطوبت منطقه دارد. سال آبي 55-1354 با بارش ۵/۲۹۵ ميليمتر پرباران­ترين سال اين منطقه بوده كه تاكنون ثبت گرديده و سال  50-1349 با بارش  ۲/۹۴ ميلي­مترخشكترين سال بوده است. بيشترين بارش  24 ساعته نيز متعلق به خرداد ماه با مقدار 27 ميلي­مترمي­باشد همچنين  به طور متوسط سالانه 31 روز باراني در اين منطقه  وجود دارد بايد اشاره نمود كه از نظر نوع بارش به علت نبود ايستگاه برف­سنجي برآورد دقيقي از اين موضوع وجود ندارد ولي با توجه به مشاهدات عيني سهم برف در اين منطقه قابل ملاحظه مي­باشد.

  وضعيت دمايي اين منطقه كه متاثر از ارتفاع است حكايت از متوسط دماي سالانه 22/13  درجه سانتي­گراد دارد . بيشترين دماي ثبت شده در ايستگاه كليماتولو ژي زهان 41 درجه و كمترين آن   8/17- درجه مي­باشد. بر اساس محاسبات انجام شده تير ماه با متوسط دماي 5/23 درجه گرمترين و دي ماه با متوسط دماي 8/0 درجه سردترين ماه پيشبر محسوب مي­شود. به طور متوسط در سال شاهد 18 روز يخبندان در منطقه بوده و درصد رطوبت نسبي متوسط پيشبر 5/52 درصد مي­باشد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/01ساعت 10:30  توسط برادران آذری  | 

پيشبر و يا به قول نياكان مان " پيشبرات" منطقه­اي است به مساحت  260 كيلومتر مربع كه در جنوب شرق ايران در استان خراسان حنوبی واقع شده است . روستاي پيشبر به عنوان بزرگترين  مركز جمعيتي و قطب اجتماعي و اقتصادي اين منطقه با جمعيت 575 نفر در 107  كيلومتري شرق قاین مركز شهرستان قاينات واقع شده است. مهمترين راه ارتباطي پيشبر، جاده آسفالتي است كه حاجی آباد مركز بخش زيركوه را به زهان متصل مي­كند. ارتفاع متوسط اين منطقه از سطح دريا  1700 متر مي­باشد كه مرتفع ترين نقطه آن در قله كوه گريانه با 2600 متر  و كمترين ارتفاع در پايين دست بشيران به ميزان 1200 متر  واقع شده است .اين منطقه يك منطقه كوهستاني و مرتفع محسوب مي­شود كه از سمت شمال با ارتفاعات گريانه، از سمت جنوب به دشت اسفدن و شاهرخت، از سمت شرق به كوه موليد و از غرب با دشت پردان محصور مي­شود. محصور شدن اين منطقه توسط كوه­هاي گريانه و موليد باعث ايجاد شرايط خاص آب و هوايي گشته كه نتيجه آن طبيعت سبز، بارش مناسب و هواي بهاري است ، شيب متوسط منطقه  3/30 درصد و جهت عمومي آن شمالي مي­باشد. اين منطقه از لحاظ تقسيمات سیاسی متعلق به دو بخش زيركوه و زهان مي­باشدو از نظر هيدرولوژي اين منطقه به گونه­اي است كه بخش اعظم بارش آن از طريق رود موليد به سد حاجي آباد مي­ريزد و بخشي نیز از طريق رود بشيران به دشت شاهرخت وارد مي­شود. نمای این منطقه در شکل زیر نشان داده شده است. 

نقشه بزرگ

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/01ساعت 10:29  توسط برادران آذری  |