تبليغاتX
پیشبر
به وبلاگ پيشبر خوش آمديد

 

با توجه به تاخير در نهادينه شدن آموزش هاي رسمي در كشور، شرقي ترين مناطق كشور شامل مناطق جنوبي خراسان نيز از اين تاخير بي نصيب نماندند. اما در اين ميان برخي موضوعات جالب توجه نيز وجود دارد، به گونه اي كه زهان، قدمتي طولاني در برخورداري از مدارس علوم ديني و آموزش هايي به سبك مدارس قديم، از گذشته هاي دور دارا مي باشد و يا اينكه بيرجند همزمان با دارالفنون پايتخت، صاحب مدارس مدرن آموزشي در كشور به نام شوكتيه، گرديده است. پيشبر نيز در اين موضوع صاحب پيشينه اي در خور توجه مي باشد.

از گذشته هاي بسيار دور، ساكنان پيشبر براي فراگيري قرائت قرآن مطابق با سنت هاي معمول و رايج در زمان هاي قديم به مكتب خانه ها مي رفتند. به طور كلي در پيشبر در زمستان و زماني كه فصل فعاليت هاي كشاورزي به پايان مي رسيده و افراد سكونت بيشتري را در ده داشتند، به طور متوسط در هر سال يك بار مكتب خانه راه اندازي مي شده و اكثرا هم از افراد محلي براي آموزش استفاده مي شده است. همان طور كه ذكر شد عمده ترين هدف آموزش نيز يادگيري خواندن قرآن بوده است و مواد درسي را نيز مجموعه سي پاره تشكيل مي داده است و آموزش گيرندگان ملزم مي شدند تا سي پاره را در دوره آموزشي خود كه معمولا 30 روز بوده با موفقيت به پايان برسانند. اساتيد متعددي در اين زمينه و بنا به فرصت هاي موجود به آموزش مي پرداختند كه از متقدمين به افرادي چون خيري بيگم و مرحوم آخوند و از متاخرين به مرحوم ملا محمد دادي مي توان اشاره نمود. شايان ذكر است كه مكتب خانه ايشان در اواسط دهه 60 نيز داير بوده و برخي از جوانان فعلي قرائت قرآن را در اين مكتب خانه فرا گرفتند.

روشن است كه اين آموزش كه ابتدايي ترين نوع آموزش در پيشبر بوده است و از آغاز تا اواسط دهه 60 ادامه داشته و بر مبناي اهداف اصلي كه همان يادگيري خواندن قرآن بوده، شكل گرفته و ادامه نيز داشته است. اما آموزش رسمي از چه زماني به پيشبر وارد شده است؟

دبستان پيشبر تاسيس سال 1342 خورشيدي مي باشد(آثار دبستان بعد از تخریب زلزله اردیبهشت1376). در اين سال و بر مبناي اصلاحات مورد عمل دولت وقت، نظام آموزشي كشور در راستاي ارائه خدمات به مناطق مختلف كشور طرح ريزي شد و براي پيشبر فردي به عنوان سپاه دانش جهت آموزش به كودكان اعزام گرديد. اين فرد با مشاركت تمامي اهالي ده اقدام به تاسيس و راه اندازي مدرسه در پيشبر نمود و از نكات در خور توجه اين است كه همزمان با ثبت نام پسران در اين مدرسه، از دختران نيز ثبت نام به عمل آمده و اهالي پيشبر ممانعت خاصي در اين زمينه به رغم شرايط خاص آن زمان نداشتند و بنابراين آموزش برابر براي پسران و دختران به صورت رسمي در پيشبر از مهرماه سال 1342 آغاز شده است. بنابراين دبستان پيشبر از طريق اموزش هاي رسمي تمامي متولدين سال هاي 1335 خورشيدي به بعد را تحت پوشش خود قرار داده است.

پس از راه اندازي مدرسه ابتدايي در پيشبر، احداث ساختمان آن در دستور كار قرار گرفت كه با مشاركت گسترده، ساختمان آن نيز در جنوبي ترين نقطه پيشبر احداث و در سال هاي بعد تكميل و تكميل تر گرديد، به گونه اي كه تا سال 1375 يعني حدود 33 سال، اين فضا مورد بهره برداري قرار مي گرفت. پس از اين در يك سال، بنا به مسائل پيش آمده در اعزام سپاه دانش به پيشبر، مدرسه به حالت تعطيل درآمد ولي در سال بعد مجدد راه اندازي شد و فعاليت خود را با گستردگي تمام در پوشش تحصيلي پيشبر و ساير روستا هاي تابعه ادامه داد به گونه اي كه مرتبا در حال توسعه بوده و در اندك فرصتي به 5 كلاس كامل تبديل شده بود. و معلمان آن نيز از يك نفر به ظرفيت كامل افزايش پيدا نمود. پس از پيشبر و در سال هاي بعد در بقال نيز مدرسه اي داير گرديد و در بعد از انقلاب سال 1357 در روستاهاي فخرآباد، علي آباد، مناوند و بعدها جيم آباد، خوش آباد،برسنان،  پيچكان و كازگان نيز مدرسه ابتدايي تاسيس گرديد.

وضعيت آموزشي در دبستان پيشبر ادامه داشته و تا زمان انقلاب سال 1357 با نظام حاكم بر آموزش و پرورش كشور به صورت اعزام سپاه دانش ادامه داشته و دانش آموزان براي تكميل تحصيلات ناچار به مهاجرت به زهان و بيرجند و در اواخر به قاين جهت ادامه تحصيل بودند. همچنين پيشبري ها براي دادن امتحان نهايي پايان تحصيلات 5 كلاسه ابتدايي نيز تا مدتي به مركز دهستان يعني زهان مي رفتند.

پس از انقلاب، نام مدرسه پيشبر به دبستان شهادت پيشبر تغيير يافت و  به دليل فرسوده بودن ساختمان آن در سال هاي اول دهه 60 احداث ساختمان جديد در شمالي ترين نقطه پيشبر شروع گرديد و با مشاركت كامل دولت ساختمان كاملا مقاوم و تماما اسكلت فلزي در 5 كلاس و يك اتاق اداري احداث گرديد و در مهر ماه سال 1363 آماده بهره برداري شد.

در اين سال همچنين براي نخستين بار مجوز برگزاري آزمون امتحانات نهايي پايان دوره 5 ساله ابتدايي نيز در پيشبر اخذ گرديد و امتحانات نهايي پايان دوره ابتدايي، از اين سال به بعد همه ساله در پيشبر برگزار مي گرديد.

در مهرماه سال 1363 اتفاق ديگري نيز در پيشبر رخ داده و آن تاسيس مدرسه راهنمايي بود. در اين سال و با توجه به تعداد بيشتر فارغ التحصيلان مقطع ابتدايي، لزوم تاسيس مدرسه راهنمايي در پيشبر احساس مي شد كه با پيگيري هاي اهالي مجوز داير نمودن يك كلاس اخذ گرديد و با يك معلم، مدرسه راهنمايي نيز در يكي از اتاق هاي جديد الاحداث مدرسه جديد شروع به فعاليت نمود. مدرسه ياد شده به نام اولين و تنها شهيد پيشبر در آن سال مدرسه راهنمايي شهيد احمدي نام گرفت. با تاسيس اين مدرسه افق جديدي فرآروي دانش آموزان پيشبر براي ادامه تحصيل گشوده شد. مدرسه راهنمايي شهيد احمدي پيشبر، تمامي متولدين سال 1352 خورشيدي به بعد را تحت پوشش خود قرار داده است.

اندكي بعد و در حدود آذرماه اين سال، مدرسه ابتدايي به ساختمان جديدالاحداث انتقال يافت و مدرسه راهنمايي در ساختمان قديمي مستقر گرديد و  به فعاليت آموزشي خود ادامه داد و در سال هاي بعد به تعداد كلاس هاي اين مدرسه تا ظرفيت كامل افزوده شد. همچنين در ادامه مجوز برگزاري امتحانات نهايي دوره راهنمايي نيز اخذ گرديده و در حقيقت تا پايان دوره راهنمايي تحصيلات در پيشبر استمرار پيدا نمود و البته در مقطع راهنمايي تمامي روستاهاي همجوار نيز دانش آموزان خود را روانه اين مدرسه مي نمودند. در سال 1371 زمينه سازي براي احداث ساختمان مدرسه راهنمايي جديد نيز مهيا شد و ساختمان آموزشي مناسبي در شمالي ترين نقطه پيشبر احداث گرديد و زمينه انتقال مدرسه به اين مكان جديد مهيا شده و در سال 1374 رسما شروع به فعاليت در مكان احداثي جديد نمود. اما در زلزله سال 1376 اين مدرسه تازه احداث شده ويران شد  ولي مدرسه ابتدايي كه در اوايل دهه 60 احداث شده بود كمترين خسارات را به خود ديد. بنابراين بعد از زلزله 1376 و انتقال روستا به مكان جديد، مدرسه ابتدايي همچنان مورد بهره برداري قرار مي گيرد و البته با كاربري راهنمايي و مدرسه جديد الاحداث در مكان جديد پيشبر كه توسط آستان قدس رضوي احداث گرديده و ساختمان آن با عنوان مجتمع فرهنگي امام رضا ناميده شده، به عنوان مدرسه ابتدايي مشغول بهره برداري  است.

همچنين در زمينه آموزش، لازم به ياد آوري است كه از سال 1364 در پيشبر در قالب كودكستان هاي مورد حمايت بهزيستي، مجتمع شهيد مطهري، مركزي براي كودكان راه اندازي شده تا به آموزش كودكان قبل از سنين ابتدايي، آموزش هاي لازم را ارائه نمايد. اين مركز نيز چندين سال در منازل شخصي فعال بود و در سال هاي اوليه دهه 70 صاحب ساختمان جديد در مجاورت مدرسه ابتدايي شد و البته اين ساختمان نيز در زلزله سال 1376 آسيب فراوان يافت و حتي يكي از كودكان نيز قرباني سازه هاي غير استاندارد اين ساختمان شد. هم اكنون در محل جديد پيشبر، ساختمان كاملا مقاومي براي اين مركز احداث شده و مورد بهره برداري قرار مي گيرد. در اين مركز علاوه بر آموزش هاي لازم، برخي از تاسيسات جانبي براي سرگرمي و بازي و تفريح كودكان نيز وجود دارد. كودكستان ياد شده تمامي متولدين سال 1359 خورشيدي به بعد را تحت پوشش خود قرار داده است.

اثر بخشي آموزش هاي ياد شده از گذشته هاي دور تاكنون در قالب مطالب زير ارائه مي گردد: پيشبر در شرايط فعلي روستايي با سطح متوسط تحصيلا ت بالا در كل مناطق اطراف مي باشد به گونه اي كه با امكانات ناچيز حداكثر بهره برداري را نموده و اينك تمامي كادر آموزشي مدرسه ابتدايي، راهنمايي و مجتمع كودكستاني را تحصيل كردگان همين مدارس بر عهده دارند و البته بيشتر آموزگاران مدارس منطقه را نيز فارغ التحصيلان همين مدارس بر عهده دارند. از طرفي ديگر دانش آموختگان اين مدارس در مناطق مختلف كشور، منشاء خدمات مؤثري در زمينه هاي علمي، پزشكي، فني، اقتصادي، آموزشي، مديريتي، خدماتي و ... به هموطنان مي باشند.

 

فهرست برخی از دانش آموختگان مدرسه های پیشبر را مشاهده کنید.

 

در زمينه آموزش بزرگسالان نيز بايستي ياد آوري گردد كه به دليل تمايلات مردم در رفع معضل بيسوادي و گسترش نظام آموزش به افراد بازمانده از تحصيل، در دوران قبل از انقلاب و با مشاركت سپاه دانش دوره هاي آموزشي تحت عنوان اكابر يا همان كلاس هاي شبانه براي مردان برگزار مي گرديد كه محل برگزاري اين كلاس ها در همان ساختمان دبستان بوده و زمان آن معمولا در اوايل شب بوده است و اين كلاس ها منجر به آموزش بسياري از مردم گرديده است.

پس از انقلاب نيز با ايجاد نهضت سواد آموزي، در سال 1362 در پيشبر كلاس هايي به طور مجزا براي مردان و زنان بزرگسال داير شد و چند سالي هم ادامه يافت و برخي ديگر از مردم آموزش را از كلاس هاي نهضت فرا گرفته اند به گونه اي كه در سال 1365 عده اي از اين افراد موفق به اخذ مدرك پايان دوره ابتدايي نيز شده اند. ولي پس از مدتي اين كلاس ها در پيشبر تكرار نشده است.

در پايان خاطرنشان مي سازد كه با توجه به نزديك شدن به سال 1392 خورشيدي، يعني پنجاهمين سالگرد تاسيس مدرسه در پيشبر، جا دارد از طريق هم انديشي تمامي دوستان، جشنواره مناسبي بدين منظور برگزار گردد تا از زحمات كليه دست اندركاران آموزش در پيشبر، قدرداني گردد. (در ضمن منتظر پيشنهادات و نظرات ارزشمند شما در زمينه تكميل مطالب ياد شده مي باشيم)

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/22ساعت 10:28  توسط برادران آذری  | 

 

اجتماعات بشري و سكونت هاي دسته جمعي، هميشه يديد آورنده انواع مختلف بازي ها، سرگرمي ها و تفريحات بودند به گونه اي كه هرچه ميزان فراغت و استراحت افراد بيشتر بوده، به طور طبيعي پرداختن به انواع تفريحات و سرگرمي ها نيز بيشتر بوده است. بازي هاي گوناگوني كه در سراسر جهان پديد آمده اند و تا وضعيت فعلي تغيير و تحول يافته اند، گوياي اين مساله مي باشند.

در پيشبر با توجه به اينكه اصولا كشاورزي و دامداري پيشه مردم را تشكيل مي داده و اين نوع اشتغال، فرصت محدودي براي پرداختن به نيازهاي تفريحي باقي مي گذاشته است، اما بازي هاي رايج در پيشبر از گذشته هاي دور تاكنون، همگي حكايت از سرزندگي و شادابي مردم داشته و دارد. در اين جا، قصد پرداختن به انواع سرگرمي ها و بازي هاي رايج در پيشبر را داريم كه عبارتند از: لولو، سيه جو، الادوس، كل بازي، نارگلي، سنگ تلك تلك، كبودي، شم يك شم، كرقدينگ، تشله بازي، كوش بازي، استا استا علله

 

لولو (LoLo) : اين بازي در حقيقت همان قايم باشك مشهور است. به اين ترتيب كه يك نفر با نام استاد يا اصطلاحا استا(Esta) دو دست خود را در كنار هم قرار داده و انگشتان شصت و انگشت اشاره را به هم چسبانده تا حفره اي داخل دستانش ايجاد گردد و سپس ساير افراد كه در بازي حضور دارند و بسته به افراد بازي كن تا ده نفر را ممكن است شامل گردد با انگشت اشاره خود به داخل سوراخ دست استا اشاره مي كنند و با هم واژه «لولو» را تكرار مي كنند. در اين هنگام استا سر يكي از بازيكنان را مي گيرد و چشمانش را با دستانش مي بندد و ساير افراد در سريع ترين زمان ممكن به اطراف دويده و قايم مي شوند. در اين هنگام استا بنا به تشخيص خود آن فرد را رها كرده  تا بدنبال افراد بگردد، فرد مورد نظر به دنبال مكان مخفي شدن افراد مي گردد و بايد افراد را پيدا كند و چنانچه افراد را پيدا كند بايد دستش را به سر آن ها بزند و اصطلاحا آنان را كل (Kal) كند و اگر نتواند يعني افراد سريع تر از مخفيگاه بيرون آمده و خود را به استا رسانده و دست خود را به سر استا بزنند، آن گاه برنده مي شوند و فرد مورد نظر بازنده است.

سيه جو  (Seyah Jo): اين بازي، ماهيتي فكري - فيزيكي دارد به اين ترتيب كه ابتدا فردي به عنوان استا ، افراد بازيكن را دور خودش جمع كرده و سپس شي، جسم يا مورد خاصي را در ذهن خود مجسم كرده و اصطلاحا در نظر مي گيرد و سپس به ترتيب افراد گروه هر كدام با يك سئوال بايد آن مورد را تشخيص بدهند. البته با هر يك سئوال افراد، استا راهنمايي مختصري نيز به افراد مي كند، مثلا دور يا نزديك بودن به مورد. در اين چرخش كه هر فرد در هر دور يك سئوال مي پرسد، چنانچه فردي مورد در نظر گرفته شده را تشخيص دهد، استا با گفتن « بزن و بگير چكار داري » شلاقي را به فرد مي دهد تا دنبال ساير افراد كرده و آن ها را از دور استا دور كند. البته افراد نيز از دور استا دور شده و مشغول سرگرم كردن فرد مورد نظر مي شوند. در اين جا دو موضوع مطرح است. نخست اينكه فرد شلاق به دست بايد تا زماني كه استا واژه « سيه جو » را نگفته به دور كردن افراد از استا و خودش بپردازد و به محض شنيدن واژه ياد شده خودش را در اولين فرصت به استا رسانده و شلاقش را تحويل استا داده او را كل نمايد و در اين صورت برنده است و دوم اينكه ساير افراد بايد مترصد باشند تا در هر فرصتي به فرد مورد نظر حمله ور شده و طوري او را بگيرند كه نتواند خود را به استا برساند. در اين صورت كه موفق شوند او را بگيرند بايد چشمانش را با دست گرفته و سه نفر به ترتيب خاك سر، خاك پا، خاك دست و شلاقش را براي استا مي آورند. البته به جز شلاق كه اصل شلاق را تحويل استا مي دهند مشتي خاك را با ذكر اين كه چه خاكي است (سر، پا يا دست) براي استا آورده و استا مي داند هر كدام را چه كسي آورده است و شلاق را قايم مي كند.

سپس فرد را پيش استا آورده و بايد ابتدائا به استا بگويد سلام. پس از جواب سلام از استا، استا از او مي پرسد: كجا رو تاختي ؟ كجا رو باختي؟ كجا رو كله انداختي؟ فرد بايد محدوده اي را كه رفته، مكاني كه گرفتار شده و جايي كه به زمين افتاده را بگويد. سپس استا از او مي پرسد خاك سر، خاك پا، خاك دست و شلاقت را چه كسي آورد؟ و بايد آن فرد درست جواب بدهد و هركدام از سئوالات را كه نتواند جواب درست بدهد تعدادي شلاق بايد به حساب خود منظور نمايد. سئوال آخري نيز اين است كه مكان شلاقش را حدس بزند.... سپس بازي مجددا پيگيري مي شود.

الادوس (Olla Dous) : اين بازي يك بازي بسيار قديمي است كه به دليل اطلاعات ناقصي كه از آن داريم نيازمند نظرات شما مي باشيم. لطفا نظرات خود را براي ما ارسال نمائيد.

كل بازي (Kal Bazi) : این بازی شباهت هایی با بازی لولو دارد. به این ترتیب که ابتدا با توافق افراد حاضر در بازی دو تا چند مکان مشخص که معمولا قطعه دیوار می باشد به عنوان کت مشخص و تعیین می گردد سپس با توجه به شرایطی یک فرد انتخاب گردیده و باید بقیه افراد را کل کند ( به این معنی که دستش را بر سر ان ها بزند) البته فقط در حالتی که افراد دستشان از محل های مشخص یا همان کت جدا بشود. ضمن اینکه افراد نباید همیشه در یک کت مانده و بایستی مدام در حال جابجا شدن بین کت ها باشند. بدین ترتیب چنانچه فرد مورد نظر بتواند همه افراد را کل کند برنده است و گرنه اصطلاحا می سوزد.

 نارگلي(Nargoli) :

اين بازي از نوع بازي هاي با توپ است. توپ مورد استفاده نيز اصطلاحا به توپ هفت پوست مشهور است و يا همان توپ تنيس با قابليت ارتجاع عالي. براي انجام اين بازي و همان گونه كه از نامش پيداست، ابتدا هفت سنگ تخت و با مساحت در حدود حداقل 2 سانتي متر مربع تا حداكثر 7 سانتي متر مربع كه از بزرگ به كوچك بر روي هم قرار مي گرند. سپس افراد به دو گروه تقسيم مي شوند و در فاصله مشخصي از سنگ ها قرار مي گيرند كه معمولا در حدود 7 تا 10 متر مي باشد و سپس افراد دو گروه به تناوب و يكي در ميان با نشانه گيري توپ را با شدت به سمت هفت سنگ پرتاب مي كنند و در هر پرتاب يك نفر از گروه مقابل در نزديكي هفت سنگ مي ايستد تا اگر توپ به هفت سنگ برخورد كرد آن را مهار كرده و به يارانش پاس بدهد، در حالي كه بقيه افراد دو گروه در يك خط مستقيم ايستاده مي مانند و هر يك بتواند با ضربه توپ سنگ ها را حتي يك عدد از جايگاهش بريزد در آن صورت افراد گروه مقابل توپ را گرفته و با پاس كاري به ياران خود مي سپارند تا از جايي كه مشخص است به افراد حريف بزنند. البته اين زدن توپ در صورتي منجر به باخت تيم مقابل مي شود كه دست افراد تيم مقابل به كت نخورد. هرچند ناچار مي باشند، افراد تيم مقابل براي چيدن مجدد سنگ ها از كت خارج شده و به سمت هفت سنگ بيايند. در اين هنگام چنانچه چيدن سنگ ها بر روي هم تكميل شد و توپ به اين افراد برخورد نكرد افراد با صداي بلند داد مي زنند نارگلي و به اين ترتيب يك امتياز به اين افراد اضافه مي شود و چنانچه توپ با آنان برخورد كرد يك امتياز به حريف اضافه مي شود و مجددا بازي تكرار مي شود.

 

 سنگ تلك تلك(Sang Telek Telek) : بازي سنگ تلك تلك نيز يك بازي گروهي است كه افراد در دو دسته جداگانه و به سرپرستي دو استا رودرروي يكديگر قرار مي گيرند. شرح بازي به اين صورت است كه پس از اين كه گروه ها مشخص شده و سر گروه ها (استا ها) تعيين شدند آنگاه افراد در فاصله حدود 5 متري روبروي هم صف آرايي مي كنند و به صورت نظامي مي نشينند و سعي مي كنند ژست ثابتي به خود بگيرند. سپس دو استا در فاصله ميانه دو گروه مستقر مي شوند و دو قطعه سنگ نيز در وسط  و در حد ميانه دو دسته قرار مي گيرد تا از كوبيدن آن دو با هم صدا ايجاد شود. ابتدا يكي از استا ها به سمت گروه خود رفته و درگوشي به هر كدام از آن ها نام مشخصي را مي گويد و در حقيقت ان ها را با آن نام رمزي مي شناسد و البته اين نام در هر دور بازي بايستي تغيير نمايد.

سپس به ميانه جايگاه برگشته و با دستان خود چشم استاي ديگر را كه در ميانه ميدان پشت به ياران خود نشسته است، مي گيرد و يكي از ياران خود را با نام مستعار صدا مي زند كه فلاني بيا. سپس آن فرد مي ايد و دو سنگي كه در جلو استا موجود است را به يكديگر مي زند تا صداي تلك بكند و سپس به سرجاي خود با آرامي بر مي گردد و ژستي مشابه قبل مي گيرد تا مشخص نباشد.

پس از اينكه اوضاع آرام شد، استا چشم استاي مقابل را باز كرده تا تشخيص بدهد كدام يك از افراد اصطلاحا تلك سنگ را باعث شده است. در اين هنگام اگر درست تشخيص بدهد برنده شده و وضعيت براي گروه  مقابل بايد اتفاق بيفتد و گرنه وضعيت براي همين گروه تكرار مي شود.

 كبودي(Kaboudi) : اين بازي، همان بازي كبدي است كه در كشورهاي پاكستان و شبه قاره هند و استان سيستان و بلوچستان ايران، طرفداران متعدد و قدمت طولاني دارد و در سال هاي اخير نيز تيم ملي ايران در اين رشته شكل گرفته و در مسابقات بين المللي شركت مي كند. در پيشبر به اين بازي كبودي مي گويند.

شرح بازي به اين صورت است كه افراد در دو دسته تا 5 نفري در دو سوي زمين واليبال قرار مي گيرند و به نوبت از هر يك از گروه ها فردي به زمين ديگري وارد شده و واژه كبودي را به صورت كشيده و بدون قطع نفس ادا مي كند و به افراد دسته مقابل حمله مي كند. در اين صورت چنانچه دست اين فرد در حال كبودي گفتن به يكي از افراد حريف برخورد كند، آن فرد از جريان بازي بايد خارج شود و اين فرد مهاجم بايد سريع تر خود را به زمين خودي برساند. البته در بازي معمولا فرد سه بار مجاز است تا واژه كبودي را تكرار نمايد. اگر افراد دسته مقابل بتوانند اين فرد را قبل از بازگشت به زمين خودي، مهار نموده و نگذارند تا به زمين خودي با گفتن سه بار نفس مجاز برگردد، بنابراين فرد وارد شده به زمين اصطلاحا مي سوزد و از جريان بازي بايد خارج گردد. اين مراحل ادامه مي يابد تا يكي از دو دسته، يارانش را از دست بدهد و تيم مقابل به عنوان برنده معرفي مي شود.

شم يك شم(Sham Yek Sham) : بازي شم يك شم،  در حقيقت، همان بازي شنبه، يكشنبه است كه به اختصار به تلفظ شم يك شم  تبديل شده است. در اين بازي كه باز هم از جمله بازي هاي با توپ است افراد به نوبت مقابل يك ديوار مي ايستند و با دست توپ را به بالاترين نقطه ديوار پرتاب مي كنند و پس از برگشت توپ (در بازي هاي سطح پائين توپ گرفته مي شود و در سطوح بالاتر بدون گرفتن توپ، توپ مجددا به بالا پرتاب مي شود) فرد با صداي بلند مي گويد شم، يك شم، دو شم و .... پنج شم، جمعه، كدو و آخرين مرتبه بايد با سر توپ را بزند و مي گويد كله. در هر كدام از مراحل 9 گانه ياد شده چنانچه تعادل توپ از دست خارج شود و به زمين بخورد، فرد اصطلاحا سوخته و از جريان بازي خارج مي شود تا نوبت به افراد ديگر برسد و اين چرخه ادامه پيدا مي كند.

 

 كرقدينگ(Korghading) : كرقدينگ بازي دو نفره اي است كه شايد بيشترين لذت آن و سرگرمي ناشي از آن متوجه تماشاگران اين بازي باشد. براي همين، اين بازي بيشتر و البته هميشه در مراسم عروسي صورت مي گرفته است و اصولا يك بازي خانگي و زير سقف محسوب مي شود. براي انجام اين بازي دو نفر داوطلب مي شوند تا توسط يك داور چشمانشان با يك پارچه بسته شود و سپس به صورت نيمه نشسته و روبروي هم قرار مي گيرند. در اين حالت هر دو نفر دست چپ خود را به يك نقطه مشخص مي گذارند و مثلا جسم خاصي نظير يك لنگه كفش را مي گيرند، تا موقعيت آن ها براي يكديگر مشخص باشد. بنابراين هر دو نفر دستانشان را بر روي يك لنگه كفش گذاشته و  هر كدام در دست راست يك جسم شلاق مانندي را براي ضربه زدن به حريف در دست دارند. در اين هنگام و به نوبت ابتدا يك نفر مي گويد كورقدينگ(Korghading) و نفر ديگر مي گويد دينگ (Ding)و سپس جايش را به راست و چپ عوض مي كند. فرد اولي از صداي دينگ فرد دوم بايد جايش را حدس زده و يك ضربه بر او وارد كند و پنانچه به او بخورد يك امتياز منفي و اگر جاي خالي بدهد و به او نخورد يك امتياز منفي برايش منظور مي شود و اين مراحل ادامه پيدا مي كند.

 تشله بازي(Toshla Bazi) : تشله بازي، بازي معمول است كه با نام هاي متعددي در مناطق مختلف رايج است و نوع بازي آن نيز تاحدودي مشابه مي باشد. در پيشبر اين بازي معمولا در زمستان ها و به خصوص در سيزده روز تعطيل نوروز با شدت تمام انجام مي گرفته و طرفداران متعددي نيز داشته است.

مراحل انجام اين بازي به اين صورت است كه ممكن است در دو نوع انجام بگيرد: مردك(Mardak) و بللو Ballow)). مردك يعني بازي به صورت انفرادي و امتيازات هر فرد جداگانه براي خودش اندوخته شود و بللو يعني تيمي بازي كردن كه در قالب دو تيم افراد با يكديگر بازي كرده و امتيازات هر گروه با هم جمع مي شود.

معمولا جمع امتيازات تا عدد 30 متداول است ولي تا حد زيادي سقف امتيازات، قراردادي مي باشد. افراد بازيگر در مردك، حداقل دو نفر مي باشد و در بللو معمولا ضرايبي از عدد 2 مي باشد مثلا 4 نفره يا 6 نفره يا نهايتا 8 نفره. به ازاي هر نفر يك خانه بايد موجود باشد و خانه چاله اي است به عمق حدود 3 سانتي متر و مساحت سطح يك كف مشت. اين خانه ها به رديف كنده مي شوند و فاصله بين هر دو خانه معمولا از يك تا يك و نيم متر مي باشد.

از ديگر الزامات تشله بازي، وجود سكويي مناسب در امتداد خانه ها است كه اصطلاحا به آن سركته Sar Katta))گفته مي شود. سركته جايي است كه افراد در آغاز بازي بايد از آن نقطه بازي را شروع نموده و تشله ها را پرتاب نمايند.

معمولا افراد مختلف براي پرتاب تشله حالات مختلفي به انگشتانشان مي دهند كه به آن دم(Dam)  يا دب (Dab) گفته مي شود.

شروع بازي به اين شكل است كه يك گروه در سر كته قرار مي گيرند و گروه ديگر در سر خانه ها به صورت يكي در ميان تشله هاشان را مي چينند و سپس افراد سر كته به نوبت با نشانه گيري تشله هايشان را به سمت تشله هاي گروه نشانده نشانه گيري و پرتاب مي كنند. اگر تشله هاشان به همديگر برخورد كند، يك تير محاسبه و به امتيازات اضافه مي شود و بايد پس از كسب هر امتياز باز تشله را در خانه بيندازند و مجددا نشانه گيري كنند، هرچند زدن متوالي به تشله هاي مختلف بلامانع مي باشد. اگر تشله ها برخورد نكند و خانه اي نيز تصاحب نگردد بازي به طرف مقابل منتقل مي شود و اين دور بازي تا زماني كه يك خانه موجود باشد و كسي تصاحب نكرده باشد، ادامه مي يابد و گرنه مجددا با رفتن گروه ديگر به سر كته از نو بازي شروع مي شود.

اگر در هر دور بازي تشله دو يار كه از تيمي مي باشند كه از سركته بازي را شروع كردند، به هم برخورد كند (تصادفي يا غير تصادفي) اصطلاحا تيرجوونك مي شود و تمام امتيازات آن دور بازي بايد باطل گردد.

 كوش بازي(Koush Bazi) : اين سرگرمي اصطلاحا كاركردي مشابه و جايگزين همان ده، بيست، سي، چهل و ... صد دارد و نفر اول و دو م و ... هر بازي را مشخص مي كند. به اين ترتيب كه افراد در يك صف به رديف مي ايستند و پاهاي خود را به فاصله عرض يك شانه باز مي كنند و سپس به نوبت از كمر به جلو خم شده و لنگه كفششان را كه در دست دارند با شدت هر چه تمام تر از ميان پاهايشان به بيرون پرتاب مي كنند. هركسي از همه بيشتر پرتاب كرد نفر اول و هر كسي كمتر پرتاب كرد نفر آخر مي شود. اين سرگرمي در حقيقت مقدمه اي براي شروع بازي ها مي باشد. 

سنجش ديگر براي گزينش افراد براي شروع بازي در اول يا دوم يا ... آخر بازي كردن اين است كه هر كسي سريع تر بگويد اولكم (Avalakom)، دومكم (Dovomakom) و ... بازي را شروع مي كند.

استا استا علله (Esta Esta Alleh) اين سرگرمي نيز از نوع گزينش افراد براي قرار گرفتن در يك گروه در بازي ها مي باشد. فرآيند انجام كار به اين ترتيب است كه دو نفر يا سه نفر يا به تعداد گروه ها سرگروه تعيين مي شوند به نام استا. سپس افراد به همان تعداد توزيع مي شوند و از استا ها فاصله گرفته براي خودشان با توافق نامي تعيين مي كنند و دست در شانه يكديگر به پيش استا ها مي آيند و مي گويند اساتا استا علله و سپس استا مي گويد علله و آن افراد نام خودشان را مي گويند مثلا كي سيب و كي پرتقال. آن وقت استاي ديگر نام يكي از افراد را مي گويد و هر كس نامش بود در بازي جزو گروه آن استا مي شود.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/16ساعت 7:35  توسط برادران آذری  |