تبليغاتX
پیشبر
به وبلاگ پيشبر خوش آمديد

پايان خردادماه همزمان است با آغاز سه ماهه تابستان. تعطيلات سه ماهه تابستان كه به «سه ماه تعطيلي» مشهور بوده، براي كودكان و كلا بچه مدرسه اي ها يادآور خاطرات شيريني است. از اعلام نتايج ثلث سوم در اين روزها تا راه اندازي بازي ها و سرگرمي هاي تكراري اما شاد.

همه هنوز پشت شيشه هاي مدرسه را به ياد دارند كه رو به آفتاب چندين برگ حاوي اسامي افراد و نتايج آنان با چسب چسبانده مي شد و رنگ هاي قرمز و آبي يا مشكي هر يك نمادي بود براي پايان يكسال تلاش، البته رنگ قرمز ها اولين رنگ هايي بود كه در مجاورت با خورشيد رنگ مي باخت.

برخي از اين سرگرمي ها به روحيه شكار بشر اوليه يعني اجدادمان بر مي گشت. در اين خصوص معمولا بچه ها از اواخر فروردين در يك مسابقه شناسايي لانه پرندگان مشاركت فعال داشتند. معمولا يك يا چند نفر مشتركا لانه پرنده اي را از دور تحت نظر داشته تا پس از تخمگذاري و تبديل تخم ها به جوجه و سپس به پرواز درآوردن آن ها، براي مدت هرچند كوتاهي هم كه شده جوجه هاي تازه پر درآورده را مهمان قفس هاي خانه هاي خود كنند. صرف نظر از خوبي يا بدي اين رويه كه معمولا همه ساله تكرار شدني بود، انصافا سرگرمي خوبي بود كه هنوز خاطره آن در اذهان بسياري از ما به يادگار مانده است.

دوستانمان همگي به خاطر دارند كه معمولا تمامي لانه هاي (غال هاي) (Ghal) سمت (هد) (Had) شايگ، مشكو، بقالك، بقال، بزناباد و حتي بيابان ها و كوهستان هاي اطراف پيشبر در سيطره شناسايي قرار مي گرفت و اصولا نقل محافل دوستانه در مدرسه بود. دوستانمان بياد دارند كه موفق ترين افراد كساني بودند كه در سركشي به اين غال ها ردي از خود بر جاي نمي گذاشتند تا ديگران به شناسايي ان غال ها پي نبرند. عجب اين كه اين موضوع تقريبا در بين تمامي پسر بچه ها و در تمامي نسلها عموميت داشت و حتي كمتر علاقمندان نيز به يك غال چغوك در زير سرم (Sorom) صوفه (Soufeh) يا غال ترترك در بوته زرشك باغ خودشان يا غال موسي كوتقي در زير تالار يا تارمي حياط خود كه ساده ترين نحوه لانه گزيني يك پرنده بود اكتفا مي كردند. دوستانمان هنوز در ذهن دارند كه برخي از بچه هاي متبحر و با مهارت در اين خصوص آمار كليه غال هاي شورآب و بيشه و زيركوه را نيز در حافظه داشتند.

                 قال

آن چه تقريبا به صورت يك قاعده نانوشته بود اين كه اصولا تهيه سنگجير (زنجير) (Zanjir) تا پايان امتحانات خردادماه يك تابو به حساب مي آمد. يعني اين كه تقريبا كسي به سراغ زنجير نمي رفت اما با پايان امتحانات ثلث سوم به سرعت زنجيرهاي متعددي با انواع جير (Jir) قرمز و جير دستكش و ... روانه كوچه ها مي شد تا به گونه اي در جهت كاهش نسل انواع پرندگان حلال گوشت به كار گرفته شود.

زنجير چغوك زني كه البته براي زدن ساير پرندگان نيز بدون كاربرد نبود، از چهار جزء شامل كلاك، جير، جير پيچ و انبوني تشكيل مي گرديد كه با هم سه بخش اساسي را شكل مي دادند. اين سه بخش عبارتند از كلاك، جير و انبوني

                زنجير

كلاك: (Kalak) يك دو شاخه چوبي V شكل بود كه بر حسب گنجايش مشت هر فرد مي توانست كوچك يا بزرگ انتخاب شود. كلاك ايدآل كلاكي بود كه فاصله دو شاخه آن به قدري باشد كه زاويه ديد مناسبي براي بهره بردار آن ايجاد كند. طول هر شاخه معمولا از سه تا 7 سانتي متر متغير بود. دم كلاك بيشتر از يك سانتي متر ضرورت نداشت، اما بر حسب سليقه بهره بردار آن مي توانست تا 5 سانتي متر باشد.

جير: (Jir) از جنس لاستيك تويي يا همان تيوپ دوچرخه و يا ساير وسايط نقليه بود. اين جيرها كه اصطلاحا جفت جير كاربرد داشت به عرض 75/0 سانتي متر تا 5/1 سانتي متر و طول آن متغير از 15 تا 30 سانتي متر به كار مي رفت. جيرها داراي خصوصياتي بود كه هر نوع آن به درد زنجير نمي خورد. جير نبايد ياز آن يا اصطلاحا غاز آن (يعني همان خاصيت كشساني آن) پس از مقداري كشيدن مي ايستاد. به عبارتي ديگر يك جفت جير مرغوب و ارزشمند جيري بود كه بي پايان كش بياورد يعني ياز آن نايستد. جيري كه مدتي در معرض آفتاب مانده بود جير ورسوخته ناميده مي شد كه علي رغم مرغوبيت دوام كافي نداشت. پيدا كردن جير مرغوب سخت بود. شايد براي همين بود كه تيرزنان ماهر زنجيرشان از دو يا سه جا با جير پيچ به هم وصل شده بود و چند پاره بود. جير دستكش هاي پلاستيكي به دليل خاصيت كشساني آسان نيز مشترياني داشت اما مرغوبترين جير ، جير قرمز بود. (اصطلاحي هم رايج بود كه به جير ايده آل جير هواپيما مي گفتند!!)

انبوني: (Anbooni) يا همان انباني در گذشته ها از جنس انبان يعني پوست دباغي شده گوسفند بوده و به همين خاطر به اين نام ناميده شده است. اما بعدها و با فراواني ساير پوست هاي دباغي شده يعني همان چرم، انبوني هاي چرمي مد گرديدند كه انواع ورني و غير ورني آن فراوان بود. اندازه انبوني تقريبا عرض 3 سانتي متر و طول 10 سانتي متر داشت به گونه اي كه يك سنگ ريزه يا اصطلاحا ريگ مناسب در داخل آن به صورت دو رويه جاي مي گرفت. در دو سر انبوني دو سوراخ تعبيه مي شد كه ارتباط بين جيرها با انبوني را به وسيله جير پيچ برقرار مي كرد. اصولا جيرپيچ ها كاربرد اتصال جيرها با انبوني و كلاك را بر عهده داشتند.

نگهداري زنجير نيز داستان هايي داشت. با توجه به اين كه برخي ها زنجير را ابزار  شيشه شكستن و ميوه انداختن و كلا ابزار خلاف مي دانستند، معمولا هر از چند گاهي درصدد جمع آوري زنجيرهاي در معرض ديد عموم بر مي آمدند. بنابراين نگهداري مخفي زنجيرها نيز داستان هايي داشت. زنجيرها در زير پيراهن و دور گردن، در زير شلوار و در داخل جيب ها مخفي و نگهداري مي شد.

خلاصه اين كه بسياري از ما نوجواني خود را با اين وسيله گذرانديم و اينك يادآوري خاطرات آن ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/03/29ساعت 9:37  توسط   | 

از جمله باورهاي رايج در بين پيشبري ها مي توان به مشاركت، تعاون و همكاري در امور روزمره زندگي اشاره داشت. يكي از اين همكاري ها مبادله همراه با معاوضه همكاري و تعاون است كه اصطلاحا "نثاره" با تلفظ Nesara ناميده مي شود. اين روش همكاري مبتني بر نوعي مبادله پاياپاي كالا يا خدمات نقد با نسيه است. به گونه اي كه افراد داشته هاي امروز خود را در ازاي دريافت در آينده به ديگران مي دهند. در گذشته هاي اين رويه رايج در برداشت محصولات، دامداري و غيره بوده است. اما آن چه امروزه باقي مانده، صرفا مي توان در جمع آوري شير از گوسفندان ، شاهد آن بود. موضوع از اين قرار است كه مردمي كه معمولا تعداد دام كمتري دارا مي باشند به گونه اي كه جمع آوري شير هر روزه صرفه اقتصادي را جهت فرآوري شير براي آن ها به همراه ندارد، يك روز جمع آوري شير دام هاي خود را به ديگران واگذار كرده و در روز بعد دقيقا معادل آن شير از دام هاي طرف مقابل دريافت خواهند نمود. معمولا اين نوع مشاركت براي دو طرف معامله سود به همراه دارد.

ادامه دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/08/03ساعت 13:46  توسط   | 

 نگهداري دام ها، مخصوصا زماني كه تعداد آن ها از يك حد مشخصي فراتر رفت، نياز به تشكيلات مشخصي جهت شناسايي و نگهداري دارد. براي اين منظور در پيشبر از گذشته هاي دور بر اساس ظاهر گوسفندان و بزها يك نوع سامانه نام گذاري براي دام ها طراحي نموده اند. در اين بحث به طور اجمالي نظام شناسايي و نامگذاري دام ها را در دو قسمت مجزاي بز و ميش ارائه مي كنيم. اميد است دوستاني كه تمايل به تكميل اطلاعات مربوط به اين وبلاگ را دارند در اين زمينه با ارائه نظرات خود ما را ياري رسانند:

نظام شناسايي بزها:

رنگ: رنگ از جمله اولين مشخصه هايي است كه به واسطه آن مي توان دام ها را از هم تمايز داد. بزها معمولا سياه رنگ هستند و يا تركيبي از سياه و يك رنگ جانبي. البته به ندرت در پيشبر بزهايي كاملا سفيد يا زرد رنگ نيز وجود دارند.

بز

بزهاي تمام سياه=سيه (Seyah

بزهاي تمام سفيد رنگ = گزر (Gazer)

بزهاي تمام زرد رنگ = لاله (Lalae

بزهاي با صورت سفيد = بوسي (Bosei)

گوش: از ديگر علائم نظام نامگذاري دام ها در پيشبر شكل ظاهري گوش دام مي باشد. به طور كلي گوش بزها در سه نوع متفاوت در پيشبر وجود دارد.

 نوع اول گوش كاملا افتاده و آويزان كه در بز بالغ در حدود 14 سانتي متر مربع مي باشد و معمولا حالت بيضي شكل دارد. در اين شكل نوع گوش سفيد را كفتر، گوش زرد را خلچ و گوش سياه را سيه گويند.

 نوع دوم گوشي است كه در دو سمت مختلف انحنا داشته باشد و به اصطلاح هندسي به شكل زين اسبي باشد و در حالت كلي آن را گيش (Gish) مي نامند. در اين حالت نوع سفيد آن را گيش کفتر، نوع زرد را گيش خلچ و نوع سياه آن را گيش سيه مي نامند.

نوع سوم گوشي است كه كاملا كوتاه و شكل مخروطي شكل كوچكي دارد و  اصطلاحا آن را كرچه (Korche) مي نامند. در اين حالت نيز  نوع سفيد آن را كرکفتر، نوع زرد را كرخلچ و نوع سياه آن را كرسيه مي نامند.

نظام شناسايي ميش ها:

رنگ: ميش ها عموما در نژاد مورد استفاده در پيشبر معمولا سفيد رنگ هستند و يا تركيبي از سفيد و يك رنگ جانبي. البته به ندرت در پيشبر ميش هاي كاملا قهوه اي رنگ يا كاملا سياه رنگ وجود دارند. با توجه به عدم وجود تكثر در گونه هاي ميش و نبود تنوع در رنگ آن ها عمدتا نامگذاري ميش ها با شكل ظاهري گوش آن ها مي باشد.

گوش: گوش ميش ها در دو  نوع متفاوت در پيشبر وجود دارد.

 نوع اول گوش كاملا افتاده و آويزان كه در ميش بالغ در حدود 20 سانتي متر مربع مي باشد و معمولا حالت بيضي شكل دارد. در اين شكل نوع گوش سفيد را گوزل (Goozal) گويند.

نوع دوم گوشي است كه كاملا كوتاه و شكل مخروطي شكل كوچكي دارد و  اصطلاحا آن را كر (Kor) مي نامند. در اين حالت نيز  نوع سفيد آن را كرك  مي نامند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/04ساعت 12:44  توسط   |