آتش كاربردهاي متنوع و گسترده اي در زندگي بشر از دوران نخستين تا عصر جديد دارا مي باشد. چه آن هنگام كه جرقه اي از آن منجر به كشف بزرگي گرديد كه جزو سه كشف برتر بشر تا امروز باقي مانده و چه امروزه كه در تمامي مصنوعات بشري به نوعي حضور و بروز دارد. بسیاری از دانشمندان در گذشته آتش را یکی از چهار آخشیج (عنصر) اصلی تشکیل دهنه جهان میدانستند. در ايران آتش را بسیار محترم میداشتند. به جز ایرانیان و زرتشتیان پیروان آیینهای دیگر هم کمابیش برای این عنصر ارزش قائلند، چنانکه پیروان بودا آتش را هرگز با فوت کردن خاموش نمیکنند. آتش را در فارسي امروزین و در لهجههای گوناگون به ریختهای آتش، آتیش، آذیش، آذر، آگِر، آیِر و ... میگویند. در پهلوي آتش را آتَخش میگفتند. در زبان اوستايي این واژه برابر با آتَرش بودهاست. همچنین آذر از آدور یا آتور پهلوی به ما رسیدهاست. آتیش که تلفظ عامیانه کنونی آتش است نیز در زبان پهلوی آدیشت یا آتیشت و پستر در فارسی دری آذیش بودهاست.
كاربرد آتش در پيشبر نيز تنوع گسترده اي دارد كه برخي كاربردي و برخي نيز فاقد كاربرد مستقيم است. در اين گزارش كاربردهاي آتش را در زندگي پيشبري ها و ميزان همزيستي آتش را با زندگي مردم پيشبر را ارائه مي كنيم.
پخت و پز: از اولين و كاربردي ترين استفاده از آتش مي توان به بهره مندي از انرژي گرمايي آن اشاره كرد. استفاده در ديگدان ها براي پخت و پز غذا، تنورها براي پخت نان، داشي ها براي پخت چغندر، كلوخي براي پخت ساير محصولات كوچك تر و ... در پيشبر از گذشته ها رواج داشته است.
روشنايي: ابتدايي ترين ابزار روشنايي خانه ها در شب برافروختن آتش بوده است. يكي از كاربردهاي ديگدان در خانه هاي قديم برافروختن آتش جهت روشنايي بوده است. هر چند به مرور ورود چراغ موشي ها كه با روغن كار مي كرده و چراغ هاي نفتي جديد تر نظير چراغ دستي، چراغ لامپا، چراغ گردسوز و چراغ توري جايگزين روشنايي خانه ها شده است.
بهداشتي: عمده ترين استفاده بهداشتي و ضدعفوني از آتش در پيشبر به اصطلاحي با عنوان ‹ بزبيني › برمي گردد. براي اين منظور و معمولا براي اسكان در مناطقي كه قبلا به مدت ريادي متروكه و رها شده بوده، نظير خانه باغ ها و لوها (خانه هاي كنده شده در كوه) مقداري از منسوجات تهيه شده از موي بز (معمولا لطف يا ريسمان) را آتش مي زنند و در محل مورد نظر رها مي كنند تا بوي متصاعد شده از آن فضا را به جهت حضور حشرات و جانوران مضر و موذي گندزدايي كند. همچنين در پيشبر معمولا در شب هاي اول دفن مردگان بر بالاي قبر، آتش مختصري روشن مي كنند تا موجب دوري احتمالي جانوران مرده خوار به واسطه بوي آتش، از محل گردد.
اعتقادي: برافروختن آتش در قالب روشن كردن چراغ دستي از اول شب تا صبح و جديدا روشنايي شمع در محل مزار پيشبر مرسوم بوده كه به نوعي نگاه اعتقادي به برافروختن آتش در پيشبر مي تواند اشاره داشته باشد.
همچنين برافروختن آتش بر بالاي پشت بام ها در چهارشنبه سوري و همچنين در آخرين چهارشنبه ماه صفر كه به قولي تداعي كننده قيام مختار مي باشد نيز از جمله كاربردهاي اعتقادي آتش است كه از گذشته ها در پيشبر وجود داشته است.
عاشورا در پيشبر : مراسم سوگواري روز دهم ماه محرم همه ساله در پيشبر و روستاهاي نزديك با شكوه و عظمت ويژه اي برگزار مي گردد به گونه اي كه در نگاه كلي شكل گيري پيشبر جديد با سكونت انسان هايي بعد از حاج مير امينا را با شبيه و تعزيه خواني عاشورا، عجين شده مي دانند. وجود مكان هايي در پيشبر نظير مين پل ‹قتلگاه› دلالت بر اين موضوع دارد. همين طور به يادگار ماندن وسايل، ادوات و تجهيزاتي نظير سفيد مهره، سرعلم ها و شمشير ها نيز گواهي بر اين ادعا است.
مراسم سوگواري عاشورا در پيشبر كه عمدتا مراسم شبيه معرف اصلي آن مي باشد، بسيار فراتر از شبيه است كه برخي از آئين هاي آن به مرور زمان حذف شده است. در ذيل به شرح اجمالي مراسم سوگواري روز دهم محرم در پيشبر پرداخته مي شود.
از نيمه شب تاسوعا و پس از مراسم شب عاشورا، برخي از پيشبري ها شب را با دسته هاي سينه زني و مراسم سوگواري در مزار پيشبر سپري مي كنند و به اصطلاح طبق يك باور كهن و اعتقادي خوابيدن در شب عاشورا را جايز نمي دانند. سپس در سپيده دم صبح عاشورا در پيشبر، مردم به مسجد مي روند و پس از نماز صبح، آئين عزاداري و سوگواري بر گزار مي گردد كه از جمله اصلي ترين مراسم صبح عاشورا مراسم سوگواره خواني است كه توسط دو نفر به صورت همزمان خوانده مي شود و بقيه اصطلاحا پيخواني مي كنند. در ادامه و پس از طلوع خورشيد دسته هاي سينه زني و زنجير زني گردهم مي آيند تا تدارك استقبال از دسته هاي عزاداري روستاهاي همجوار را پيدا نمايند. در گذشته هاي دور كه نزديك به 20 سال است به فراموشي سپرده شده، در صبحگاه عاشورا مراسم خاصي با عنوان ‹زينب درآ ز خيمه› برگزار مي گرديد كه در نوع خود حزن و اندوه قابل تاملي را به سوگواران وارد مي كرد و بنا به دلايلي، اخيرا اين مراسم سوگواري برگزار نمي گردد.
شرح مراسم زينب درآ زخيمه به اين شرح بود: بر روي يك تخته چوب كه پارچه سياهي بر روي آن كشيده مي شد و حالت تابوتي را در ذهن نمايان مي ساخت، فردي دراز كش مي شد تا تداعي كننده تشييع جنازه علي اكبر در صحراي كربلا باشد و همچنين فردي ديگر به صورت نشسته بر روي آن تخته قرار مي گرفت و بر سر و صورت مي زد و گريه و زاري مي كرد كه تداعي كننده اهل حرم يا به طور ويژه زنان اهل حرم بود كه در عزاي علي اكبر بي تابي مي كردند. جمعيت عزادار بدنبال تابوت پيوسته حركت مي كردند و متن نوحه اي را مي خواندند كه اصطلاحا پيخواني آن اين بيت بود:
‹ زينب درآ ز خيمه بين، نعش اكبر آمد›
در حين اين تشييع جنازه فرضي، شخصي با نماد لشگريان مخالف با شلاق در دست مانع نزديكي زينب به تابوت مي شد. در ادامه اين مراسم منتهي مي شد به گردهمايي دسته هاي عزاداري جهت استقبال از عزاداران روستاهاي مجاور، كه به دلايل متعدد و از جمله خرافه زدايي از مراسم سوگواري عاشورا، اين مراسم حذف شده است.
براي استقبال از عزاداران روستا هاي مجاور، دسته هاي سينه زني و زنجير زني به صف هاي منظم قرار مي گيرند و با آهنگ نوحه خوانان در حالي كه پيشاپيش آنان علمداران 2 علم را به حركت در مي آورند ابتدا به استقبال هيات علي آباد پيشبر شامل اهالي علي آباد پيشبر، كازگان، مناوند و حومه پي گدار مي روند، در ادامه به استقبال هيات بقال شامل اهالي بقال، بزناباد پيشبر، رقچو و پردان مي روند و در ادامه نيز به استقبال هيات فخرآباد پيشبر شامل اهالي فخرآباد پيشبر، پيچكان، برسنان، جيم آباد، موليد و بشيران مي روند. اين مراسم كه در مجموع حدود 2 ساعت طول مي كشد به اين تفصيل است كه در زمان روبرو شدن دو دسته عزاداري علم ها روبروي هم متوقف مي شوند و نوحه خواني و سينه زني نيز متوقف مي شود سپس ابتدا فردي جلودار دسته هاي مهمان با لحن و آواز خاصي سلام ويژه اي ابراز مي كند و مختصر تعزيه خواني نيز چاشني سلام مي كند و سپس در ادامه جواب سلام از طرف جلودار دسته پيشبري ها داده مي شود و خوشامد گويي به دسته هاي سينه زنان و عزاداران گفته مي شود كه حال و هواي خاصي دارد و اين مراسم براي هر سه هيات علي آباد، بقال و فخرآباد تكرار مي شود.
پس از استقبال از مهمانان، همه عزاداران در محدوده ميدان برگزاري شبيه جمع مي شوند و كارگزاران شبيه شامل شبيه گردان و نقش آفرينان و ديگران مقدمات برگزاري شبيه را تمشيت مي دهند. به فاصله اندكي مراسم شبيه با ورود دو گروه موافق و مخالف آغاز مي شود و ورود آنان به صحنه عاشورايي توام با چاووشي خواني هاي حزن آوري است و اين مراسم تا رودررويي دو گروه مقابل هم ادامه پيدا مي كند و سپس رسما مراسم شبيه شروع مي شود.
در گروه به اصطلاح مخالف يا لشگر كوفي كه آذين بسته به علم ها و بيرق ها و كلاه هاي قرمز رنگ است، افرادي به اين شرح حضور دارند: حر، پسر حر، عمر بن سعد، عزرق و سه پسرش و در ادامه شمر و ساير لشگريان. در گروه موافق يا سپاه امام نيز كه آذين به پرچم هاي سبز و سياه رنگ مي باشد،اين افراد حضور دارند: امام، عباس، علي اكبر، علي اصغر، قاسم، زينب، ليلا، سكينه، امام بيمار و ...
پس از شروع مراسم شبيه در ابتدا لشكر موافق به اتفاق بخشي از مخالفين مشتركا نماز مي خوانند و سپس حر به همراه فرزندش توبه كرده و در سپاه موافق وارد مي شود و به ترتيب حر، پسرش، قاسم، عباس، علي اكبر و علي اصغر به كارزار نبرد با تعزيه خواني مخصوص، وارد شده و به شهادت مي رسند و در خاتمه نيز شخص امام وارد نبرد شده و با شهادت امام، شبيه نيز به پايان مي رسد.
پس از مراسم شبيه، ابتدا مهمانان و سپس پيشبري ها در مسجد با ناهار پخته شده از قربانيان پاي علم هاي تاسوعا پذيرايي مي شوند و مراسم عاشوراي پيشبر حدود ساعات 16 عصر پايان مي يابد.


